جاده هایی که بریده شدند تا نفعی به مردم برسد ولی خود بلای جانشان شدند

مشکلات بوجود آمده ناشی از عملیات لوله کشی گاز

خوشبختانه زیارت دشتستان از اولین روستاهایی بود که در استان بوشهر صاحب گاز شده است البته فقط لوله کشی خیابانی آن و فعلا نه بیشتر که آن هم نتیجه زحمات افراد مثبت زیادی از جمله آقای محمد رضا بهرانی(رشنوار) بود. گرچه این کار هنوز به ثمر ننشسته ولی زیارت دشتستان بدون شک از اولین روستاهایی خواهد بود که صاحب گاز شهری خواهد شد. به هر حال شرکت گاز کار مقدماتی خود در زمینه لوله کشی زیر زمینی را انجام داده است ولی جای این کار هنوز بر جاده ها مانده که باعث فرو رفتن خودروهای زیادی در روزهای بارانی اخیر شده است ومشکلات فراوانی را برای اهالی بوجود آورده است. گفته می شود که شرکت گاز هزینه عملیات باز سازی جاده ها بعد از انجام لوله کشی را به مسئولین دهیاری و شوری پرداخته است. اینکه این خبر تا چه حدی صحت داشته باشد را ایشان می بایست توضیح دهند و اگر اینطور باشد آنها قطعا در این زمینه کوتاهی کرده اند. مسئولین محلی باید بیشتر پیگیر این موضوع باشند. به امید درست شدن تمامی امور در زیارت دشتستان.

+ نوشته شده در  88/09/21ساعت 18:4  توسط سرویس خبری نازداب  | 

زیارتیها بخوانند....

+ نوشته شده در  88/09/20ساعت 22:6  توسط سرویس خبری نازداب  | 

جوانان مومن زیارت دشتستان بدون هیچ چشمداشتی کار بزرگی را انجام دادند

مسجد صاحب الزمان(عج) در زمان بازسازی

مسجد صاحب الزمان(عج) بعد از بازسازی

مسجد صاحب الزمان(عج) و برگذاری مراسم مذهبی

مسجد صاحب الزمان(عج) و برگذاری مراسم مذهبی

+ نوشته شده در  88/09/20ساعت 20:58  توسط سرویس خبری نازداب  | 

بنا به درخواست بعضی از دوستان مبنی بر فعال نمودن گزینه آشپزی، نشریه اختصاصی زیارت دشتستان این گزینه را فعال و قصد دارد طرز تهیه غذاهای سالم را از این طریق به شما دوستان معرفی نماید.

طرز تهیه مرغ کامل در فر........ادامه مطلب را کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/09/15ساعت 19:38  توسط سرویس خبری نازداب  | 

متن کامل مناظره داغ رسایی و کواکبیان در دانشگاه علامه طباطبایی
رسایی:  موسوی به تعبیر و اسناد امام(ره) یک دیکتاتور است.
کواکبیان: چرا می‌خواهید امام(ره) را ازصحنه اندیشه‌ها حذف کنید؟

روز دوشنبه به دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی مناظره‌ای با حضور مصطفی کواکبیان، نماینده مردم سمنان در مجلس هشتم و عضو فراکسیون اقلیت مجلس و حجت‌الاسلام رسایی نماینده مردم تهران در مجلس هشتم و عضو فراکسیون اصولگرایان، با محور "قانون و قانونگرایی از منظر امام خمینی(ره)" برگزار شد.

برای خواندن متن کامل اینجا کلیک کنید.


آرشیو نظرات موافقان و مخالفان نشریه اختصاصی زیارت دشتستان

شما می توانید نظرات ارسالی خود ودیگران در مورد مطالب این نشریه  در طول یک ماه گذشته را مشاهده نمایید. برای خواندن متن کامل آن، اینجا کلیک کنید.

+ نوشته شده در  88/09/14ساعت 17:33  توسط سرویس خبری نازداب  | 

در راستای بزرگداشت مقام شامخ شهیدان،ستاد بزرگداشت شهدای روستای زیارت دشتستان برگذار می کند،

به حول و قوه الهی و عنایت شهدای بزرگوار، ستاد بزرگداشت شهدای زیارت دشتستان بر آن است تا مراسمی را در همین راستا و در تاریخ پانزدهم بهمن ماه برگذار نماید. بر همین اساس از تمامی رهروان راه شهداء و از مردم مومن و ولایت مدار زیارت دشتستان، بسیجی، سپاهی، فرهنگی، دانشجو و دانش آموز، زن و مرد و دیگر اقشار دعوت می شود در این مراسم معنوی شرکت نمایند.

برای اطلاعات بیشتر با پایگاه بسیج زیارت در تماس باشید.

ستاد بزرگداشت شهدای روستای زیارت


تشكيل كانون جوانان روستايي در زيارت دشتستان

به گزارش سایت جمعیت هلال احمر، كاروان نيكوكاري جمعيت هلال احمر شهرستان دشتستان متشكل از 10 نفر پرسنل و اعضاء سازمان جوانان با حضور در روستاي زيارت ضمن دلجويي از نيازمندان روستا اقدام به افتتاح كانون جوانان روستايي نمودند.
همزمان با اين اقدام، تعداد 150 نفر از جوانان روستا به عضويت كانون جوانان هلال احمر درآمدند و مقرر شد دوره هاي آموزشي بشردوستانه و امدادي براي آنان برگزار شود.
همچنين در حاشيه اين مراسم، تعداد 30 سبد كالا در بين خانواده هاي نيازمند روستا با همكاري دهياري و شوراي اسلامي روستا توزيع گرديد.

+ نوشته شده در  88/09/13ساعت 23:5  توسط سرویس خبری نازداب  | 

 

  

چرا برخی از زنان زیارت مجالس جلوی درب حیاط را رها نمی کنند؟

یکی از کارهای نادرستی که متاسفانه هنوز در برخی از محله های زیارت دیده می شود، برگذاری مجالس زنانه در قالب گروههای کوچک جلوی درب برخی حیاط ها است که واقعا کار پسندیده ای نیست. اغلب کدورتهای فامیلی، شایعه ها، غیبت ها و تهمت ها از دیگر زیانهای اینگونه مجالس است که باعث بدبینی ، دل نگرانی و کدورت می گردد و همه ناشی از چنین محفل هایی است که سر کوچه ها  و درب برخی منازل برگذار می گردد. اکنون با وجود افراد تحصیل کرده و با سواد در تمامی خانواده ها، انتظار می رود که از اینگونه محافل جلوگیری به عمل آید. واقعا برای مردم شریف زیارت شایسته نیست که چنین عادات ناپسندی در بین مردم و خصوصا زنان رواج داشته باشد. مطمئن باشید موضوعاتی چون این موضوع موجبات تحقیر مردم شریف زیارت را در میان مردم دیگر شهرها و روستاها فراهم می کند. بنا بر این بیایید همگی به طور قاطع با این کارهای واقعا ناپسند که صورت جالبی ندارند مبارزه نماییم.

انشاءالله

 


تجمع افراد بیکار جلوی میدان امام حسین (ع) موجب نارضایتی مردم شریف زیارت شده است

با کمال تاسف سالهاست که شاهد تجمع افراد بیکار روبروی فلکه و درب مغازه حسن پرنیان هستیم که واقعا باعث نارضایتی اکثریت مردم و خصوصا خانم های روستا شده است. در میان این افراد که اغلب مسن هم هستند، بعضا افراد مسئول در شورای اسلامی روستا نیز حضور دارند که به جای اینکه از این کار جلوگیری نمایند خود قاطی آنها شده و با آنها گرم سخن می شوند. بدبختانه بسیار شاهد آن بودیم که شایعاتی که گاهی به غلط در روستا منتشر می شود از همان مکان نشئت گرفته است. خانمهای روستا همیشه برای عبور از آنجا دچار مشکل بوده اند. افراد فوق الذکر چنان به چشم عابر در حال گذر خیره می شوند که عابر بدون انجام کار نادرستی احساس خجالت می کند. حال فرض نمایید که آن عابر بانوی محترمی باشد. بیشتر این افراد به بهانه دوستی با حسن پرنیان آنجا جمع می شوند که شاید خود او هم از این وضع راضی نباشد. به هر حال ما می بایست این موضوع را به همه گوشزد کنیم و از اینکه فردی از این افراد از ما ناراحت شود بیمی نداشته باشیم چرا که کار درست را ما انجام می دهیم و نه آنها. به امید برچیده شدن پایگاه مرکزی دوستان........

 


لزوم اسرار بر گرفتن اتوبوس واحد برای زیارت

اتوبوس شرکت واحد از جمله امکانات مفید وسودمند در هر شهر و دیاری است که زیارت دشتستان متاسفانه از آن بهره مند نیست. البته این تقصیر دولت نیست بلکه دوستانی که زمانی با ورود این نوع اتوبوس به زیارت مخالفت نمودند اکنون باید پاسخگوی نیاز مردم باشند. آنها باید پاسخگوی مشکلات پیش روی اهالی باشند. مردمی که هر روز برای انجام کارهای خود می بایست به برازجان بروند ولی آواره خیابانها و جاده ها هستند تا زمانی که با یک ماشین سواری شخصی به خانه برگردند. آیا شورا و یا دهیار که مسلما در این زمینه کوتاهی کرده است نیزاین قضیه را درک می کند یا اینکه خود وسیله نقلیه دارد و احساس کمبود نمی کند؟ آیا شورا و دهیار امنیت سواریها را تضمین می کنند؟ آیا خانواده آنها هم هر روز با همین ماشینها جابجا می شوند؟ ای اعضای شورای محترم اصلا خودتان می دانید برای راضی نگه داشتن دو سه راننده سواری چه خیانتی به زیارت کرده اید؟ تازه همین سواری ها هم که همیشه نیستند و زن و دختر مردم باید با غریبه ها سوار شوند. شما راضی هستید؟ کجاست شورای اسلامی زیارت و دهیار محترم که دم از دفاع از حقوق مردم می زنند؟ چرا حتی برای گرفتن یک اتوبوس کوتاهی کردید؟ جناب صداقت ...جناب ممنون...جناب خزاعی...جناب گرگین پور....کجایید؟ به نظر شما مردم زیارت چه از مردم دهقائد و دویره و احمدی غیره و ذلک کم دارند؟ شما باید پاسخگو باشید. وقتی که برای رای گیری حتی پیر زنها و پیر مردها را از رخت خواب به پای صندوق می کشید تا برایتان رای بدهند باید به فکر کار کردن هم باشید. آیا مسئولین محترم پاسخگوی نیاز مردم در این زمینه هستند؟ آیا برای این موضوع اقدامی کرده اند؟ اگر اقدامی کرده اند خواهشمند است برای ما تو ضیح دهند تا همه بدانند. لطفا برای بازگرداندن اتوبوس به زیارت به تعداد کافی تلاش کنید. اگر خدای ناکرده کم کاری کرده باشید در حافظه مردم باقی خواهد ماند. حقوق مردم را به عنوان نمایندگان مردم بگیرید. پس با تلاش فراوان برای خود نام نیکی بجای بگذارید. تا مردم به شما درود بفرستند.

انشاءالله

 

+ نوشته شده در  88/09/10ساعت 22:14  توسط سرویس خبری نازداب  | 

موقعیت زیارت دشتستان و ویژگیهای جغرافیایی آن

سابقه تاریخی زیارت دشتستان

وجه تسمیه زیارت

اوضاع فرهنگی-اجتماعی زیارت دشتستان

اوضاع اقتصادی زیارت دشتستان

تاسیسات زیربنایی و اماکن عمومی زیارت دشتستان

+ نوشته شده در  88/09/10ساعت 0:24  توسط سرویس خبری نازداب  | 

پاسخ نشریه اختصاصی زیارت دشتستان به بعضی از منتقدان

+ نوشته شده در  88/09/08ساعت 13:40  توسط سرویس خبری نازداب  | 

بسم الرب الشهدا والصدیقین

الهی و ربی من لی غیرک

 

وصیت نامه گرهبان دوم پیاده، شهید سلیمان خزاعی

خداوندا تو خود شاهد و گواهی که تنها برای رضای تو جهاد در راهت را برگذیدم، بنا براین آنطور که وعده فرموده ای  مرا به راه خودت هدایت فرما و با بذل شهادت به بنده حقیر، خود، ما را از صالحین قرار بده. معبودا، این بنده حقیر و گنهکار خودت را که به سویت دست نیاز و بخشش دراز کرده، از خود مران که او را پناهی دیگر نیست و محتاج یاری تو.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/09/08ساعت 13:38  توسط سرویس خبری نازداب  | 

 
خدمات ارزشمند پست بانک زیارت دشتستان 
ضمن تشکر از مسئولین زحمت کش، محترم وگرامی پست بانک زیارت، 
خدمات پست بانک زیارت دشتستان در حال حاضر به شرح زیر می باشند:
حسابهای قرض الحسنه، حساب جاری که همان دسته چک می باشد، حساب اندوخته که با بانک های دولتی سود دهی ان فرقی ندارد، حساب قرض الحسنه مثل بانکهای دیگر قرعه کشی دارد که چند وقت پیش 20 نفر در قرعه کشی پست بانک برنده شده اند ، قبوض (آب-برق-تلفن ثابت-وهمراه )که پرداخت قبوض همراه مشکل خیلی جدی اهالی روستا بود که به حمدالله با وجود پست بانک حل شد و اگر مردم زیارت همکاری لازم را داشته باشند تا چند وقت دیگر دفتر خدمات ارتباطی به پست بانک اضافه میشود وخدماتی که ارائه میدهد خیلی وسیعتر خواهد شد .
 از جمله خدماتی که به تازگی به پست بانک اضافه شده است استعلام بنیاد مسکن که دیگر مردم زیارت برای کارهای بنیاد مسکن به برازجان مراجعه نمیکنند، صدور وتعویض دفترچه بیمه یکی دیگر از خدمات پست بانک می باشد ، از خدمات ارزشمند دیگر پست بانک کافی نت است که افرادی که در منزل دسترسی به اینترنت ندارندمیتوانند براحتی در این مکان از آن استفاده کنند.
(البته تعداد رایانه های موجود به نظر کم می رسد ولی ناگفته نماند که فضای موجود هم شاید پاسخگو نباشد.)
با تشکر از فرستنده مطلب

+ نوشته شده در  88/09/04ساعت 13:51  توسط سرویس خبری نازداب  | 

چندی پیش یکی از شاعران بنام ایران، آقای مرتضی امیری اسفندقه که در دوران ریاست جمهوری خاتمی شعری را در مدح او سروده بود از کار خود پشیمان گشت و برای جبران آن نا گزیر به سرودن شعری دیگر شد. بخوانید.........

خاتمي را به فصاحـت، غـزلي گفتم ناب
كه نشـانش همـه جا و به هر كس بدهد
قيد كردم: تو نه شاهي و نه ما شاعر مدح
تا مبـادا صله ام جـامه ي اطلـس بـدهد
كرده بودم به غزل ، يك دو كرت بيدارش
نكند تـكيه به او هـر كس و ناكس بدهد
ديده بان شـرف و شـوكت ايـران باشد
خبـر از فتنـه ي اين سقف مقرنس بدهد
دشمنان را به حوادث،چه صعود و چه نزول
نه مقدس بـدهد فيض و نه اقدس بدهد
نقش ايمان و وطن در نظرش باشد پاك
سروجان بر سر اين نقش مقدس بدهد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نه كه بيـگانه شود با وطـن و حرمت دين
تاي تقـوا بگذارد، بـه زنان دسـت دهـد
دست دادن به غزالان ، گناهي است بزرگ
دست ،ترسم بدهد پا و به كركـس بدهد
نـوجوانان وطـن را بـه خيـابـان بكـشد
هديه شان مخمصه در مخمصه هردم بدهد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
طبع من از غزل گفته، پشيمان شده است
برسانيـد به او: شـعر مـرا پـس بـدهـد


 

 

 

+ نوشته شده در  88/09/04ساعت 2:3  توسط سرویس خبری نازداب  | 

بالاخره باید دید، باید گفت، نمی خواستیم ولی چه میشه کرد؟

به نظر شما احمدی نژاد هم از این کارها می کنه؟ ببینید.........

عکسهایی از دست دادن خاتمی با زنان نا محرم

 

 

عکسهایی از رفتار محافظین مهدی کروبی.... اسلحه!!!!!!!!!!

 

این هم یکی دیگه!!!!!!!

 

عکسی از نمازهای سبز با کفش

 

قبول باشه خانمهای مومنه اخضره

 

 

ای سبز قبا آخه تو خانمها جا نبود!!!؟ 

 

تعقیبات سبز بعد از نماز

 

قبل الله اعمالکم یا ایها السبزیجات

 

+ نوشته شده در  88/09/04ساعت 1:12  توسط سرویس خبری نازداب  | 

+ نوشته شده در  88/09/02ساعت 22:17  توسط سرویس خبری نازداب  | 

 

 

الحمد لله با یاری و مساعدت پروردگار متعال و همکاری مردم محل پیشرفت ساخت مسجد بسیار عالی بوده است.

امید می رود که مردم قدر این نعمت بزرگ را هر چه بیشتر بدانند و نهایت فیض و خیر و برکت را از این مکان نورانی ببرند، انشاءالله

+ نوشته شده در  88/09/02ساعت 21:53  توسط سرویس خبری نازداب  | 

 

 

پروردگارا،

 خود را تقدیم به تو می دارم، با من کن و از من ساز آنچه که خود اراده کنی.

از اسارت نفس رهایم کن تا انجام ارادت را بهتر توانم.

مشکلاتم را بگیر تا پیروزی بر آن شاهدی باشد برای کسانی که با قدرت تو و عشق تو و راه تو یاریشان خواهم کرد.

آمین

 

+ نوشته شده در  88/09/02ساعت 21:37  توسط سرویس خبری نازداب  | 

+ نوشته شده در  88/08/30ساعت 20:20  توسط سرویس خبری نازداب 

ترس از چشم زخم در زیارت دشتستان 

 بیشتر از ترس ابتلا به آنفلوآنزای خوکی!!!

 

 

 

"فلانی چیشش سنگه دو کل میکنه!!!!!!!!!"

 

چشم زخم موضوعی که در فرهنگ ایرانی ها به خطر حاصل از آن توجه زیادی می شود، در روستای زیارت دشتستان نمود بیشتری پیدا کرده است به نحوی که در آنجا به چشم بستگان نزدیک خود نیز اعتماد نمی کنند.

حال آنکه چقدردراین مسأله افراط و چقدر تفریط می شود بستگی به خود فرد و اعتقادات وی دارد. اما چیزی که آشکار است توجه بیش از اندازه و بزرگنمایی این موضوع در زندگی روزمره افراد است. البته صحت این مسأله را انکار نمی توان کرد چون که در قرآن نیز به آن اشاره شده است. در این خصوص از هر که بپرسید چیزی برای گفتن دارد. خیلی ها ناکامی و ناتوانی های خود را به آن ربط می دهند. بعضی هم از آن برای انتقام از دیگری وبا تبلیغ علیه او به این مسأله دامن می زنند. ولی در عین حال وقتی می بینیم در دین به آن اشاره شده است نگرانی افراد در مورد آن را نیز نباید بی دلیل دانست. گاهی انسان از روی بخل و حسد و این که خود ندارد و دیگری دارد به افراد ضربه می زند و گاهی نیز به قول قدیمی ها کسی یا شیئی خیلی با شکوه در چشم کسی جلوه می کند و باعث ضربه زدن بدان می شود که می گویند آن شخص یا شیِ نظر خورده است. ترس از چشم زخم در زیارت دشتستان  بیشتر از ترس ابتلا به آنفلوانزای خوکیست.

همه اینها را گفتم تا به نمود آن در زیارت دشتستان برسم. متأسفانه گاهی انسان شاهد دوری افراد از خدا و مشیت خداست. پیرزنهای فالگیر در جامعه زیاد شده اند و مرتباً با فریب مردم الی الخصوص زنان و دختران آنان را گول می زنند و سر کیسه می کنند. در اینجا آگاهی افراد نقش اساسی ایفا می کند اما متأسفانه گاهی کسی به آگاه شدن نیز توجه نمی کند. سوء استفاده از اعتقادات مردم زیارت چیز تازه ای نیست. به خانمی گفته بودند برای بچه دار شدن شما که ناشی از چشم زخم است راهی به جز دود کردن قطعه ای از لباس یا وسائل فلان شخص نیست.

این و هزاران مورد دیگر که اذهان همه را خراب کرده است. گاهی این مسائل به منافع روستای زیارت آسیب زده است. برای مثال خیلی از مردم زیارت که از اوضاع مالی خوبی برخوردارند سرمایه خود را در بانکهایی خارج از زیارت و نه در بانک زیارت پس انداز می کنند. مبالغ سنگین وقابل توجهی از از سرمایه شعب بانکهای برازجان و بوشهر از سرمایه هنگفت خیلی از سرمایه داران زیارت است که به کمک افراط در اعتقاد به چشم زخم و امثالهم صورت گرفته در صورتی که با این سرمایه ها زیارت دشتستان می توانست دو شعبه بانکی دیگر از جمله بانک کشاورزی را در خود ببیند که متأسفانه اینگونه نیست. همه فکر می کنند نباید مبالغ کلان را کسی ببیند یا از آن اطلاع پیدا کند. گرچه زیارت دشتستان حدود 8000 نفر جمعیت دارد ولی مردم تقریباً از بند بند منشور زندگی هم خبر دارند ویا تلاش می کنند با خبر شوند. همه احساس می کنند در امان نیستند و هر کس فکر می کند در تیررس عموم است، آن هم چه عمومی. هیچ کس به نقش خدا توجهی نمی کند و به او توکّل نمی نماید تا هم با خیالی راحت وهم با معنویت بیشتری به امور خود برسد.

+ نوشته شده در  88/08/29ساعت 16:55  توسط سرویس خبری نازداب  | 

            
  

                                        


    قطعه گمشده ای از  پر  پرواز   کم 

 است 

     

  یازده  بار  شمردیم و  یکی  باز 

  کم است

 

      این همه آب  که جاریست نه  اقیانوس 

  است   

            

عرق  شرم  زمین  است  که  سرباز کم

  است

 

(بیایید برای سلامتی آقا امام زمان (عج) به نیت چهارده معصوم چهارده بار صلوات بفرستیم و برای تعجیل در ظهور رخ مبارکش از ته قلب دعا کنیم)

 


+ نوشته شده در  88/08/28ساعت 9:56  توسط سرویس خبری نازداب  | 

در اینجا بخشی از دغدغه های شما را که از طریق ایمیل در طول مدت تاسیس نشریه توسط خودتان فرستاده شده است را تحت عنوان دغدغه های مردم منتشر خواهیم کرد.

"کافی نت" نیاز امروز جوانان زیارت!

وقتی مطلبی را که یکی از دوستان در مورد ترافیک پیتزا و ساندویچ فروشی در زیارت فرستاده بود می خواندم، با خود فکر کردم که قطعا صاحبان این مغازه ها نیازها و علایق نسل جدید را مورد توجه قرار داده اند و از نظر آنها شاید این موضوع می توانسته مورد استقبال مردم و به خصوص جوانان قرار گیرد. به نظر من شاید یکی از آنها می توانست موفق باشد ولی با تعدد یک صنف در فضای رقابتی محدود، نمی توان موفق بود. پیشنهاد بنده به این دوستان و دیگر دوستان، این است که در جهت موفق بودن خود و زیارت می بایست قدمهای مستحکم تر و بهتری برداشت. بنا بر این اگر دوستان شاید نصف این هزینه را صرف بر پایی یک کافی نت می نمودند هم به فرهنگ روستا و هم به تجدد در این دیار خدمت می کردند و خود نیز سود خوبی عایدشان می شد.. با توجه به رونق استفاده از اینترنت در زمینه های مختلف از جمله پرداخت قبوض، ثبت نامها، مسایل علمی، کارهای اداری و غیره و همچنین اینکه کشور به سمت و سوی دولت الکترونیک در حرکت است این موضوع می تواند بسیار مثمر ثمر بوده و آینده خوبی را در زیارت بدلیل جمعیت جوان و فرهنگی آن داشته باشد. خواهشمند است نظر خود را در این رابطه بیان کنید تا مشخص شود چقدر جوانان به این موضوع علاقه مند هستند.

فرستنده: بهزادی


لزوم حمایت از مشاغل مثبت و آینده دار در زیارت دشتستان

با سلام، همانطور که می دانید، انسانهای فعال و زحمتکش با مشاغل آبرومند در زیارت کم نیستند. مشاغلی چون جوشکاری، تعویض روغنی، خیاطی، نقاشی ساختمان، برقکشی ساختمان، و سایر مشاغل آبرومند و آینده دارکه ب صورت سیار یا ثابت بعضا در حال فعالیت هستند. ما مردم زیارت باید از اینگونه شغلها حمایت کنیم و باعث دلگرمی صاحبان این مشاغل شویم به نحوی که فعالیت آنها چشمگیر باشد و اگر کسی هم خواست مثل آن بنا کند، لا اقل کار مفیدی را شروع کرده باشد و نه شغل کاذبی را. برای مثال وقتی ما یکی از بهترین و با انصاف ترین خیاطها را به نام آقای پاکیان داریم، چرا بعضی از ما لباسهای خود را در خارج از زیارت دوخت می کنیم؟ چرا همه ما روغن ماشینهای خود را نزد علی پرنیان تعویض نمی کنیم؟ و چندین مورد دیگر از جمله عدم حمایت از تعمیرگاههای موتور سیکلت و رادیو تلویزیون که قبلا بودند ولی تعطیل شدند. ما هر آنچه را که از خودمان داشته باشیم یک قدم به جلو است و موجبات پیشرفت و رونق زیارت را فراهم می سازد.

فرستنده: سعید


زیبا سازی زیارت باید در دستور کار دهیاری و شوری قرار بگیرد

با سلام و خسته نباشید خدمت همه زیارتیهای گل و با تشکر از نشریه خوب اختصاصی زیارت دشتستان، باید عرض کنم که زیارت ما، هم از لحاظ فرهنگ و هم از لحاظ قدمت از تمامی روستاها و بعضی شهرهای اطراف مثل آبپخش و غیره بالا تر است ولی متاسفانه موقعیت جغرافیایی و کوتاهی مردم و مسئولین آن در طول سالها سبب عقب ماندگی و حتی پسرفت آن شده است. چهره زیارت واقعا در حد نام آن نیست، دهیاری زیارت نباید فقط به فعالیت یک تراکتور برای جمع آوری زباله ها اکتفا کند، ما حتی سالهاست که قادر نیستیم تنها فلکه کوچک روستا را چمن کاری کنیم یا چند اصل درخت زیبا در کنار جاده ها بنشانیم. آخه دهیار عزیز، ای شورای گرامی،  کاشتن "فریز" هم کار سختی است که قادر به انجام آن در فلکه نیستی؟ کوچه و خیابانها را از حیوانات رها شده پاک کنیم، سنگ جدولها را رنگ آمیزی کنیم، وقتی لوله ای شکست و آن را تعمیر کردیم، بلافاصله جای آن را آسفالت کنیم. واقعا تا حالا از خودمان پرسیدیم که شوری و دهیاری چه می کند؟ اگر نمی توانید یا بودجه ندارید که کنار بکشید پس چرا دو دستی آن را چسبیده اید؟ اگر هم مشکلی نیست خب بسم الله. مسئولیت که فقط امضاء کردن و مهر زدن نیست، به نظر من اگر کاری هم شده توسط خود مردم شده و نه حضرات.

فرستنده: موسوی


خرید زمینهای مردم توسط شورا!!!

 

باسلام به همه، ما شنیدیم که بعضی از اعضای شورا به محض اینکه می فهمند در جایی از روستا قرار است طرحی اجرا شود، بلافاصله زمین آنجا را می خرند و بعد موقع انجام کار آن را با قیمت گرانی به دولت می فروشند. نمی دانم تا چه حد صحت دارد، من فقط شنیده ام. شنیدن کی بود مانند دیدن.

فرستنده: فاطمه

+ نوشته شده در  88/08/25ساعت 19:50  توسط سرویس خبری نازداب  | 

دوستان و همولایتیهای گرامی

 چندی پیش ما در این نشریه لیستی از افراد شاغل در نهادهای دولتی و کشوری منتشر کردیم که اتفاقا خیلی هم مورد استقبال قرار گرفته است ولی در بسیاری از نظرها و ایمیلهای شما به ناقص بودن لیست اشاره شده است. ما نیز قبول داریم که این لیست ناقص است و اتفاقا در ادامه همان لیست نیز به این موضوع اشاره کردیم و از دوستان خواستیم در این زمینه به ما کمک کنند. ما در این خصوص به اطلاعات صحیح نیاز داریم که دقیق باشد تا خدای ناکرده کسی از ما گله مند نشود. پس از شما خواهش می شود اگر کسی را می شناسید که نامش در لیست نیست او را با ذکر نام و نام خانوادگی صحیح وی و محل خدمت ایشان به ما از طریق بخش نظر دهی یا ایمیل نشریه معرفی نمایید. مطمئن باشید با کمک شما حتما اصلاح خواهد شد.

خدا نگهدار شما باشد.

+ نوشته شده در  88/08/23ساعت 21:46  توسط سرویس خبری نازداب  | 

یادها

وقتی می خواستم مطلبی را در بخش یادها بنویسم به یاد مردی شریف افتادم که اکنون در میان ما نیست. مردی که گرچه حضور فیزیکی او را دیگر احساس نمی کنیم، ولی یاد و خاطره او همواره با ما خواهد بود.

این قسمت: مرحوم باقر رئیسی زاده

هرگز مهربانی، متانت، ادب و شعور، بزرگواری، تدین، اخلاق و رفتار نیکو و خیلی از صفات نیک دیگر او از خاطر مردم زیارت پاک نخواهد شد. مردی که شاید در دوره حیاتش او را درست نمی شناختم ولی اکنون در چند سفری که به مناطق دیگر استان داشتم بارها شده است که بعد از اینکه فهمیده اند اهل زیارت هستم می گویند پس همولایتی مرحوم باقر رئیسی هستی؟ چه انسان مومنی، چه انسان باخدایی، چه معلم دلسوزی و اینکه حیف شد که همچین آدمی خیلی زود بدرود حیات گوید و به دیار باقی برود. همیشه عاشق شهداء بود، خیلی دوست می داشت شهید شود. باقر عزیز یک الگو تربیتی مناسب برای ما بود. چه زیبا پر کشید و رفت. دقیق در روز شهادت امام محمد باقر که هم نام او بود و درست در میان مراسم یادواره شهداء بود که مقدمات رفتنش فراهم شد. این شاید از عنایات پروردگار بوده و حتما هم هست، شاید به خاطر علاقه بی حدش به شهداء بود که خدا در همچین مراسمی خوشنام او را دعوت نمود از دیار ما به دیار آخرت کشاند. با امام شهداء محشور گردد انشاءالله.

+ نوشته شده در  88/08/23ساعت 21:41  توسط سرویس خبری نازداب  | 

 

 

 

وبلاگ جالب مسعود صالحی تحت عنوان وبلاگی برای دخترم. یاد داشتهای یک پدر از بزرگ شدن فرزندش

مسعود صالحی، یکی از جوانان برومند زیارت دشتستان که مدیریت سایت یک سازمان دولتی مهم را نیز به عهده دارد، وبلاگ جالبی را تحت عنوان وبلاگی برای دخترم ایجاد نموده است که بازدید کنندگان زیادی در کل کشور دارد. این وبلاگ ویژه مسعود شامل عکسهایی از دختر کوچولوی او و نقاشیهای دخترش یاسمن می باشد. مسعود صالحی در این وبلاگ خاطرات خود را از بدو تولد یاسش تا کنون نوشته است. به نظر می رسد که مسعود ضمن خانواده دوست بودنش بهای زیادی به نوع تربیت فرزند خود می دهد و لحضه ای از این مقوله غافل نمی ماند. او با این وبلاگ زندگی می کند.

 آدرس این وبلاگ : myyas.ir

 

 

 

مجسمه سازان زیارت دشتستان را دست کم نگیرید

آنها پس از این که با موفقیت طرح یک طاووس را درپارک  فلکه شهید گنجی برازجان اجرا کردند، در صدد ساخت مجسمه ای دیگر برآمدند تا به همگان ثابت کنند که در زیارت  از هر انگشت جوانان یک هنر می ریزد.محمد جعفر گل افشان و محمد رضا باز آمده (ناصر) حدود دو سال است که بر روی طرح " اسب بالدار" کار می کردند تا اینکه آن را به پایان رساندند. این" اسب بالدار" که به طور ماهرانه ای تزئیین شده است هزینه زیادی را نیز بر دوش این دو جوان گذاشته است. گرچه پیشنهادهای زیادی مبنی بر خرید این" اسب بالدار" برای نصب در شهرهای مختلفی به آنان شده است ولی تجربه بد کار با شهرداری برازجان اینبار آنها را محتاط تر کرده است.به نظر شما چطور است اگر دهیاری زیارت نیز پیشنهادی را برای اجرا به این دو جوان بدهد؟ 

 

 

ترافیک اسنک و ساندویچ فروشی در زیارت دشتستان

زیارت دشتستان از جمله روستاهایی است که مشاغل موازی در آن فراوان و بیش از حد نیاز یافت می شود. البته وقتی می گوییم مشاغل موازی، منظور ما بیشتر در مورد مغازه هاست  وگر نه در زمینه های دیگر رشد چندانی را شاهد نیستیم. در سالهای نه چندان دور تب بالای سوپرمارکت عده ای را بر آن داشت که مغازه های قارچ گونه بقالی را بپا کنند ولی بعد از مدتی خیلی از آنها دستها را بالا کرده و تسلیم شدند. زیارت امروز جمعیت فراوانی دارد ولی تعداد مغازه های موازی که اکثرا هم توسط جوانان اداره می شوند بیش از نیاز است. امروز هم که اسنک و ساندویچ فروشی که تا چندی پیش یکی هم از آن یافت نمی شد همان نقش را ایفا می کند. به نظر بنده جوان می بایست به فکر کار نو و یا تحصیل باشد و عمر خود را با کارهای اینچنینی تلف ننماید. منتظر نظر شما هستم (فرستنده: خزاعی)

 

 

حجت الاسلام انصاری، مسئول عقیدتی سیاسی سپاه تنگستان

حجت الاسلام حسن انصاری که در ماه مبارک رمضان مراسم روضه خوانی را در زیارت دستستان به عهده گرفته بود مدتی است که به عنوان مسئول عقیدتی سیاسی بسیج سپاه تنگستان معرفی شده است. ایشان در همین روستا به دنیا آمده اند ولی پس از مهاجرت به برازجان تحصیلات دوره دبستان، راهنمایی و دبیرستان را در آنجا به پایان رساندند سپس برای ادامه تحصیلات حوضوی به قم رفته و بیش از بیست و اندی سال در محضر بزرگان و مراجع عالیقدر دینی کسب علم نمودند.( فرستنده: انصاری)

 

در گذشت خانم صمیمی همسر جناب آقای اصغر بهروزی

با کمال تاثر با خبر شدیم خانم صمیمی همسر آقای اصغر بهروزی بر اثر تصادف بین خودروی حامل ایشان و خودرویی دیگر در محور شیراز به برازجان  جان خود را از دست داده است. سرکار خانم صمیمی یکی از فرهنگیان مومنه و متدینی بود که سالها در کنار همسر خود به فرزندان زیارت در مدارس این روستا دلسوزانه خدمت کرد. خانمهای جوان روستا به خصوص، هیچگاه خاطرات دوران مدرسه خود همراه این فرهنگی مومنه را فراموش نخواهند نمود. زیارت امروز گوهری گرانبها را از دست داده است. روحش شاد و یادش گرامی باد.

نشریه اختصاصی زیارت دشتستان نیز این ضایعه اصف بار را به تمامی مردم زیارت الی الخصوص خانواده های بهروزی تسلیت عرض می نماید.

 

چهلمین روز درگذشت مرحوم مغفور حاج قاسم نیکزاد

بعد از ظهر روز پنج شنبه مورخ 21/8/88 مراسم چهلمین روز درگذشت مرحوم حاج قاسم نیکزاد در آرامگاه زیارت برگزار شد. در این مراسم ،اهالی روستا و مردم دیگر مناطق استان وشهرستان، با حضور بر مزار ایشان با قرائت فاتحه جهت شادی روح مرحوم و عرض تسلیت به بازماندگان با ایشان ابراز همدردی می نمودند. روح این مرحوم مغفور شاد و یادش گرامی باد.

 

مشکلات موجود بر سر راه دوبانده ورودی زیارت

جاده ورودی زیارت دشتستان از قبلها قرار بود که دو بانده شود ولی بنا به دلایلی نا معلوم کنسل شد و یک باند جاده برای زیارت کشیده شد و اصلا هم مشخص نگردید که ما بقی بودجه اختصاص داده شده به این جاده کجا رفت و یا در کدامین روستای پرنفوذتر دیگر مصرف گردید. ولی اکنون چیزی که از ظاهر امر پیداست تصمیم جدیدی است که بنا است در مورد این جاده اعمال شود. همانطور که حتما شما هم دیده اید، اطراف جاده را تیغ زده اند و به نظر می رسد که کاری بر روی آن انجام خواهد پذیرفت. ولی ما همه می دانیم که خانه های نسبتا زیادی در مسیر این جاده قرار دارند که باید برداشته شوند. مثلا خانه حاج رسول ملک حیدری و برادرانش. آیا در این خصوص هم فکری شده که چطور باید با اینان کنار آمد که ضرری را متحمل نشوند؟ مردم مستضعفی که بخش عمده خانه هایشان در این مسیر قرار دارد، می بایست توسط شورا و دهیاری رضایتشان جلب شود. اکنون مهمترین مانع بر سر راه دوبانده ورودی زیارت همین مساله است که باید به نحو درستی بر طرف شود. از مزایای این جاده دو بانده این است که تا کمر بندی ادامه دارد و باعث رونق زیارت خواهد شد، که ای کاش از پیش انجام می شد و ای کاش مسئولین محلی می توانستند تلاشی هم برای دوبانده کردن جاده زیارت به چهار راه درودگاه بکنند.

 

داروخانه درمانگاه زیارت خصوصی شد

با خبر شدیم که داروخانه درمانگاه زیارت نیز خصوصی شده است و تمامی عواید حاصل از آن به جیب بخش خصوصی خواهد رفت. گفتنی است که دکتر دهداری صاحب داروخانه شهر آبپخش مسئولیت این داروخانه را نیز به عهده دارد و در واقع مالک اموال این داروخانه می باشد. این که خصوصی کردن این داروخانه به نفع مردم و یا به ضرر مردم خواهد بود چیزی است که هنوز به کسی ثابت نشده است. خواهشمند است در مورد این خبر نظر خود را اعلام نمایید.

 

دکتر عادلیان به جای دکتر برهان

دکتر عادلیان، پزشک جدید درمانگاه زیارت دشتستان است که به جای دکتر برهان جوان نشسته است. مهم نیست که چه کسی پزشک و رئیس درمانگاه زیارت دشتستان باشد، مهم این است که پزشک درمانگاه می بایست پزشکی با تجربه و آگاه باشد و تمام وقت در محل کار که همانا محل سکونت او نیز هست حضور داشته باشد و نه شب و نه روز در مانگاه زیارت دشتستان خالی از پزشک نباشد و بیماران را در هر شرایطی بپذیرد. با آرزوی موفقیت برای دکتر عادلیان باز هم جوان!!!!

 

 

 

دبیرستان دخترانه شوکت زیارت

پس از تخریب دبستان دکتر علی شریعتی زیارت دشتستان و انتقال آن به مکانی دیگر، به جای آن دبیرستان دخترانه شوکت ساخته شده است. گفته می شود "شوکت" نام مادر شخص خیری است که این مدرسه را بنا کرده است. این مدرسه با هزینه سرکار خانم ضرغامی، خواهر مهندس ضرغامی، ریاست محترم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و خواهر همسر دکتر حاج عبدالرسول صداقت بنا شده است. به این دلیل این مدرسه را شوکت نامیده اند چون والده مهندس ضرغامی از پیش از فوتشان قصد داشتند در ساختن مدرسه ای سهیم باشند که تقدیر اجازه نداد ولی پس از فوت ایشان دخترشان این کار را انجام دادند و این مدرسه نیز به نام او ثبت گردید.

خداوند او را غریق رحمت واسعه خود بگرداند و به فرزندانش طول عمر عطا نماید. انشا الله

 

 

+ نوشته شده در  88/08/22ساعت 16:30  توسط سرویس خبری نازداب  | 

 امروز بنا داریم مطلبی بسیار مفید به نام پنج قانون از آریانا نیکیتینا را به شما معرفی کنیم که می تواند در زندگی شما تاثیرات مثبت فرا وانی داشته باشد.

پنج قانون توسط برادرمان آقای حسن گرگین از زیارت دشتستان ترجمه شده است.

پنج قانون

نویسنده : آریانا نیکیتینا

ترجمه : حسن گرگین از زیارت

 

هنگامی که برای نخستین بار قوانین موفقیت را کشف کردم شوکه شدم.

 

بخاطر زمانهایی که بدون آگاهی از  اصول موفقیت،برای موفق شدن فقط تلاش کرده وآن را از دست داده بودم متاسف شدم.

 

دیوانه بودم چون تا حالا نتوانسته بودم اصول را کشف کنم.

 

  اگر از قوانین  رانندگی  اطلاع نداشته باشیم و مفهوم علامتهای نصب شده در جاده را ندانیم اقدام به رانندگی نمی کنیم.

 

ما بدون آگاهی از نحوه کارکرد یخچال اقدام به تعمیر آن نمی کنیم

پس چرا بدون آگاهی از اصول موفقیت سعی در دست یابی به موفقیت می کنیم؟

 

از زمانهای نخستین تا کنون قوانینی در امواج گنجانده شده که اگر طبق آنها  عمل کنیم به طور ناخود آگاه تاثیر خود را نشان خواهند داد.

 

و موفقیت هم از این قاعده مستثنی نیست.

 

اگر  خواهان دست یابی به موفقیت هستید باید پنج قانون موفقیت را به کار ببرید.

 

اگر پنج قانون موفقیت را به کار ببرید حتی اگر خودتان هم نخواهید موفق خواهید شد .

 

 

شما می توانید در تمام زمینه های زندگی اتان از آنها استفاده کنید.

اصلا تفاوتی نمی کند که خواهان درآمد ده هزار دلاری در روز باشید یا  کم کردم 250 کیلوگرم وزن و یا گرفتن مدال طلای المپیک.

 

اگر به پنج قانون موفقیت عمل کنید در هر چیزی که بخواهید موفق خواهید شد.

 

آیا برای موفق شدن آمادگی دارید؟

 

پس بیایید شروع کنیم

 

 

 

قانون اول :   میل شدید

 

اگر چیزی را بیش از حد  طلب کنید به آن دست می یابید.

بله  درست است ، اگر شما واقعا خواستار چیزی باشد به آن دست خواهید یافت.

میل شدید قدرتی است که به آسانی نمی توان آنرا متوقف کرد.

 

به هدف خود بیاندیشید،

تا چه حد خواهان  هدفتان هستید؟

آیا  حاضرید به خاطر آن قربانی شوید؟

تحت چه شرایطی تسلیم خواهید شد؟

 

اگر واقعا خواهان بدست آوردن چیزی باشید دیگر دست کشیدن از آن گزینه آسانی نخواهد بود.

 

شما یا راهی پیدا می کنید و یا راهی را خلق خواهید کرد .

هزینه آنرا هر چه که باشد خواهید پرداخت.

میل شدید شما  به مثابه آتشی است که شما را برای انجام عمل  و سر آمد دیگران بودن گرم می کند.

 

می دانید که آتش کوچک گرمای زیادی تولید نمی کند پس لازم است که آتشی بزرگ و پر حرارت مهیا کنید تا بیشتر گرم شوید.

این آتش پر حرارت همان اشتیاق شماست ، میل سوزان شما به سرآمد بودن در هر چیزی.

اگر مطمئن نیستید که ایا میل شما به اندازه کافی  قوی است یا خیر راه  ساده ای وجود دارد تا آنرا تشدید کنید :

تکه کاغذی بردارید و تمام دلایلی که می خواهید به هدفتان دست پیدا کنید  را برروی آن  بنویسید.

 

تمام فوائدی را که می توانید تصور کنید یادداشت کنید.

 

هر چه  دلایل بیشتری پیدا کنید میل شما قوی تر خواهد شد.

یک تمرین خوب اینست که هر روز صبح لیست فوائد خود را مرور کنید

به این ترتیب  در طول روز همواره به فکر هدف خود خواهید بود و دارای انگیزه و نیروی درونی بیشتری خواهید شد.

میل شدید بر موانع موفقیت چیره می شود.

میل شدید از کوه ، کاه می سازد.

 

مهم نیست که چه موانعی بر سر راه قرار دارند ، هر چه که باشند قابل برداشتن خواهند بود .

 

 

قانون دوم :  ایمان

 

هرآنچه که به راستین بودنش ایمان داشته باشید برای شما محقق خواهد شد.

اگر باور نداشته باشید که می توانید به هدفتان دست پیدا کنید به آن نخواهید رسید.

برای دست یافتن به هر چیز باید  از اعماق ذهن خود به ممکن بودن آن ایمان داشته باشید.

 

ضمیر ناخود آگاه ما  تفاوت میان رویا  و واقعیت را درک نمی کند.

 

هر تصویری که به طور مداوم به آن فکر کنید اعمال شما را به سمت  ایجاد دقیق آن تصویر  هدایت خواهد کرد.

 

اگر صد در صد مطمئن هستید که به هدفتان دست خواهید یافت ،

 

اگر تصویری دقیق از دست یابی به هدفتان در ذهن دارید،

ضمیر ناخودآگاه شما به طور غیر ارادی اعمال شما را به سمت خلق این تصویر در عالم واقعیت  سوق رخواهد داد.

 

همانطور که دکتر مورفی می گوید : هر اندیشه یک علت و هر اتفاق یک معلول است.

 

پس آیا می توانید خودتان را ثروتمند تصور کنید؟

آیا می توانید چشم هایتان را ببندید و خودتان را  در حالی تصور کنید که به اهدافتان دست یافته اید ؟

 

آیا شک دارید که به اهدافتان دست می یابید؟

 

اگر پاسختان مثبت است هر شب قبل از خواب تمرین تجسم بخشی  را انجام دهید.

در حالت ریلکسی قرار بگیرید ، چشمهایتان را ببندید و یک  تصویر شفاف ذهنی از دست یافتن به هدفتان در ذهن خود خلق کنید.

 

سعی کنید تا آنجا که ممکن است تصویر شما حقیقی باشد

 

چه احساسی به شما دست می دهد ؟

فقط یک تصویر   بوجود نیاورید  بلکه احساسات راهم  خلق کنید.

 

 

این تمرین را تا هنگامی که به خود و توانایی خود در دست یافتن به هدف ایمان نیاورده اید ادامه دهید.

 

 

 

قانون سوم :  نگرش مثبت

 

ما همانگونه عمل می کنیم که می اندیشیم.

 

نگرش شما همه چیز شماست.

مسئله این است که شما چگونه به چیزهای اطرافتان می نگرید، چگونه با شرایطی که با آن روبرو می شوید برخورد می کنید و در مورد زندگی چگونه می اندیشید؟

 

به ندای درونتان گوش فرا دهید اگر می گویید خدایا زندگی من بسیار دشوار شده ، من هرگز ثروتمند نخواهم شد ، همه چیز بر علیه من است و همه از من متنفرند ... شما دچار مشکل شده اید.

ما نمی توانیم مشکلات را تحت کنترل خود در آوریم اما می توانیم نگرش و طرز برخورد خود را تغییر دهیم .

 

نگرش مثبت و خوشبینی مانند آهن ربایی به سمت موفقیت عمل می کنند.

 

اگر شما همواره نگرش مثبت خود را حفظ کنید بدون توجه به چگونگی شرایط ،موفقیت خود به خود به سوی شما خواهد آمد.

حتی شکست نیز دارای نکات مثبت فراوانی است.

شما از شکست خود درس فرا خواهید گرفت و بار دیگر آن اشتباه  را تکرار نخواهید کرد.

 

 

در واقع موفقیت تنها پس از شکست های متعدد بوجود خواهد آمد

و هرگز فورا محقق نخواهد شد.

شما برای موفق شدن  باید شکست بخورید.

هر شکست شما را یک پله به موفقیتتان نزدیک تر خواهد ساخت.

 

نکته هایی برای حفظ نگرش مثبت :

 

1- به ندای درونتان گوش کنید :

به افکار ، ایده ها ، اعتقادات و تحلیل های خود گوش فرا دهید.

هر گاه فکری منفی به ذهنتان خطور کرد دوباره فکر کنید.

سعی کنید نقطه مثبتی را در آن شرایط بیابید.

من معتقدم که هر شرایطی دارای دو جنبه است ،

جنبه مثبت و  جنبه منفی.

سعی کنید بر جنبه مثبت آن متمرکز شوید.

 

 

2- به اندازه کافی بخوابید :

 

این موضوعی کاملا بدیهی است.  اما بسیاری از افراد در طول شب خواب کافی ندارند در نتیجه با خمودی و خستگی از خواب بیدار می شوند

 

.

میزان مناسب خواب ، انرژی شما را افزایش خواهد داد. شما  قادر خواهید بود بدون خستگی و ناتوانی آنچه را که برنامه ریزی کرده اید انجام دهید.

 

3- مسائل را ژرف نگری کنید:

 

اگر خود را نا امید و سر خورده  می بینید یک مرحله به عقب بازگردید و به تصویری بزرگتر نگاه کنید.

 

آیا استرس شما واقعا ارزش ان را دارد؟

آیا مشکلتان واقعا بزرگ است؟

 

هنگامی که به کلیت زندگی می نگریم در بیشتر مواقع می بینیم که مشکلات ما آنقدر ها هم بزرگ نیستند.

 

 

4- کمی استراحت کنید :

در بعضی مواقع تنها راه حل، دور بودن از مشکل است.

 

مهم نیست که استراحت شما یک مسافرت با ماشین باشد یا تعطیلات در کشور باهاما.

 

حتی قدم زدن  در اطراف یکی از محله های شهر هم می تواند تاثیری شگرف بر روحیه شما بگذارد

 

اگر چنانچه اصلا فرصتی ندارید  یک راه حل سی ثانیه ای برای بالا بردن روحیه شما وجود دارد:

 

هر گاه به موضوعی می اندیشید نگرشی مثبت اتخاذ کنید.

این کار زندگی شما را شاد تر نموده و موفقیتی را که در پی آن هستید به سمت شما جذب خواهد کرد.

قانون چهارم : ایستادگی

اگر به تلاش ادامه دهید موفق خواهید شد.

آنچه باعث موفقیت افراد میشود قابلیت ایستادگی است.

چند بار تا کنون به خاطر شکست اولیه دست از کار کشیده اید؟

موفقیت هرگز در پی نخستین تلاش حاصل نمی شود.

هدف شما هر چه که باشد موانعی بر سر راه شما  وجود خواهند داشت.

این موانع بخشهایی از زندگی هستند.

 

منتظر آنها باشید، ازآنها درس فرا گیرید و خود را با آنها سازگار کنید.

تقاضای مالی والت دیسنی برای خلق رویای خود که ساختن شاد ترین مکان دنیا بود قبل از اینکه مورد پذیرش قرار بگیرد 302 بار رد شد

سرهنگ ساندرز دو سال مشغول رانندگی در سرتاسر ایالات متحده آمریکا بود و به دنبال رستورانی می گشت که دستور پخت جوجه او را بخرد. او 1009 بار شکست خورد .

 

امروز مرغ سرخ شده کنتاکی چقدر معروف است؟

.کتاب "سوپ جوجه برای روح" 107  بار توسط ناشرین رد شد ولی تا امروز 70 میلیون نسخه آن به فروش رفته است.

موفقیت  در رغبت فرد به تلاش بی وقفه و مرحله به مرحله نهفته ست.

بدون شکست  یادگیری  و یا ترقی وجود ندارد.

نباید با دیده بد به شکست نگریست بلکه باید از آن به عنوان راهی برای پیشرفت استفاده کرد.

هر بار که شکسست می خورید می آموزید که چه کاری را انجام ندهید و این  مسئله شما را به راه حل  صحیح نزدیک و نزدیک تر می کند.

ممکن است بدون شکست  به موفقیتی هم دست پیدا نکنید.

پس وارد اجتماع شوید و تلاش را آغازکنید.

 

  شکست یا موفقیت مهم نیست 

هر دو آنها شما را به جایی می برند که می خواهید باشید.

 

قانون پنجم: قانون تعیین هدف

بدون تعیین کردن هدف هیچ دست آوردی هم وجود نخواهد داشت.

تععین هدف قویترین ابزاری است که شما برای رسیدن به موفقیت در دست دارید.

اهداف شما را متمرکز نگه می دارند و به شما انگیزه می دهند.

تعیین اهداف یه شما کمک می کنند تا یک برنامه قدم به قدم برای دستیابی به موفقیت طراحی کنید.

آرزوهای شما بدون تعیین هدف تنها در حد یک آرزو باقی خواهد ماند.

 

خوب پس تفاوت میان اهداف و آرزوها چیست؟

 

اهداف دارای مرز بندی هستند.

اهداف قابل تشخیص هستند.

اهداف قابل نوشته شدن هستند.

اهداف دارای یک برنامه گام به گام مشخص هستند.

از رویا پردازی دست بکشید.

یک هدف تعیین کنید.

زندگی شما تنها به خودتان بستگی دارد.

 

منتظر معجزه نمانید

همین حالا اقدامی بکنید.

تصمیمی بگیرید.

 

 

+ نوشته شده در  88/08/16ساعت 17:37  توسط سرویس خبری نازداب  | 

استادیوم ویمبلی زیارت دشتستان

 

 

 

 

 

 

 

 

متاسفانه زمانی که تیمهای روستای زیارت دشتستان قوی ترین تیمهای بخش مرکزی بودند، خبری از استادیوم برای جوانان نبود. خوشبختانه با کمک بعضی از اهالی و فعالیت اعضای شورا زمینی به این منظور خریداری شد و دیواری به دور آن کشیده شد. ولی وقتی استاد صفر انصاری اولین سنگ آن را می گذاشت نمی دانست که قرار است این مکان جایگاهی مناسب برای حیوانات باشد تا استادیوم. اکنون به نظر می رسد این مکان از همان ابتدا می بایست دامداری می شد نه استادیوم. چون بزها و الاغها ثابت کردند آنجا جای مناسبی برای این منظور است.

 (نظر خود را در مورد این مطلب برای ما ارسال کنید).

+ نوشته شده در  88/08/10ساعت 19:28  توسط سرویس خبری نازداب  | 

 

کمیته بین المللی صلح نوبل اخیراً در اقدامی که تعجب بسیاری از مردم جهان را برانگیخت، جایزه امسال صلح نوبل را به باراک حسین اوباما رئیس جمهور آمریکا اعطا نمود. این جایزه که دارای اعتبار خیلی زیادی در سطح بین الملل است، قائدتاً باید به کسی داده شود که سالها در امر پیشبرد صلح و دموکراسی تلاش نموده باشد. باراک اوباما که تنها چند ماهی بر تکیه زدن وی بر کرسی ریاست جمهوری آمریکا نمی گذرد در

 عین ناباوری همگان موفق به کسب آن گردید. منتقدان اعطای این جایزه به اوباما این اقدام کمیته نوبل را اقدامی سیاسی و تحت فشار و نفوذ دولتمردان وسیاستمداران آمریکایی می دانند و اعتقاد دارن چگونه فردی که تنها با شعار صلح و تغییر پا به عرصه سیاست بین الملل گذاشته و حتی موفق به اصلاح کوچکترین مشکلی در این زمینه هم نشده لایق چنین جایزه ای گشته است. اوبامایی که هنوز ارتش آمریکا حتی با رهبری او نیز به افغانستان و پاکستان وعراق یورش می برند و تا کنون موفق به توقف آن نگردیده است. شعار صلح اوباما در زمینه فلسطین نیز محقق نگشته وهمچنان ارتش اسراییل با چراغ سبز دولت وی به مردم بی دفاع فلسطین چه در غزه و چه در کرانه باختری ادامه دارد. این اتفاق و اقدام کمیته مذبور به طوری باور نکردنی بود که انتقاد همراهان وی در مبارزات انتخاباتی و بعضی از هم حزبیهای خود وی را نیز به همراه داشت. به گزارش یورو نیوز بیش از 75 درصد مردم اروپا به این انتخاب اعتقادی نداشتند و تنها کمتر از 25 درصد این انتخاب را شایسته دانسته اند. البته این اتفاق می تواند فشار مضاعفی را بر دولت باراک حسین اوباما تحمیل نماید چرا که اکنون او می داند که با این وضعیت پیش آمده که بیشتر مردم دنیا این مساله را باور ندارند کوچکترین حرکت او در زیر زره بین منتقدان بین المللی است. اوباما تنها در صورت رعایت مسایل انسان دوستانه می تواند حیثیت خود و کمیته بین المللی جایزه صلح نوبل را بخرد و در غیر این صورت با تو جه به معلوم الحال بودن وضع حزب و دولت پیشین آمریکا دیگر کسی به گروه سیاسی اوباما نیز اعتماد نخواهد نمود و کلیت نظام آمریکا زیر سوال خواهدرفت.

باراک حسین اوباما که گفته می شود اجداد او درجنوب ایران و در سواحل بوشهردر حاشیه خلیج فارس می زیستند، بدلیل رونق تجاری بندر بوشهر در آن عصر و سفر های تجاری کشتی ها و لنجها به کشور های مختلف از جمله آفریقا در سفری عازم آفریقا شده و در آنجا سکنی می گزینند و پس از گذشت چندین سال و ازدواج آنان با سیاه پوستان آفریقایی و پس از مهاجرت به عنوان بردگان آفریقایی به آمریکا، در نتیجه" باراک" پا به عرصه و جود می گزارد و می شود" باراکی" که الان می بینیم.

+ نوشته شده در  88/07/20ساعت 19:10  توسط سرویس خبری نازداب  | 

امروز دوست عزیز دیگری از زیارت برای این نشریه ایمیل فرستاد، حقیقتاً خوشحال شدم وقتی او را شناختم. راستش سالهاست او را از نزدیک ندیده ام. آشنایی بنده با ایشان بر می گردد به دوران مدرسه وقتی همه در زیارت درس می خواندیم. گرچه در آن زمان زیاد هم با هم آشنایی چندانی نداشتیم، او بچه شرق زیارت است و خانه شان با ما فاصله داشت، ولی الان خیلی خوشحال شدم، باور نمی کنید اگر بگویم چقدر خوب انگلیسی نوشته بود. زبان انگلیسی او معرکه است. از او خواستم که با نشریه چه به انگلیسی و چه به فارسی همکاری کند، نمی دانم موافقت می کند یا نه امیدوارم که قبول کند. اسمش حسن گرگین است، آنچه از او به ذهنم میاد انسانی آرام، با معرفت و خوش برخورد است.

امیدوارم همیشه موفق باشد.

+ نوشته شده در  88/07/19ساعت 18:12  توسط سرویس خبری نازداب  | 

طی ایمیلی به نشریه اختصاصی زیارت دشتستان، حمید رضا ترابی از دوستان صمیمی ما در مورد استاد شجریان مسایلی را گوشزد کردند، او که اهل منطقه ما نیز نیست با این وجود محبت می نماید و در هفته چند باری به این نشریه سر می زند." حمید جان ما دوستت داریم".

متن این مطلب به شرح زیر است:

پس از انتخابات 22 خرداد 88 وقتی برخی در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری به خیابانهای تهران آمدند، مشاهده شد که استاد شجریان نیز در بین آنان است که موجبات تشویق جمعی از حظار را فراهم کرد.

استاد محمدرضا شجریان استاد آواز ایران شخصی است هنرمند، هنرمندیست ملی که عده کثیری از مردم ایران صدای او را تحسین می کنند، آنانی هم که به سبکهای دیگری تمایل دارند در عین حال سبک او را رد نمی کنند و صدای او را دوست دارند. ولی آیا هنرمندی با این جایگاه می بایست در چنین مراسمی شرکت میکرد؟ آیا وی با حضور در اعتراضاتی که دلیل آن هیچ وقت ارائه نشد چیزی را به اثبات رساند؟ البته در چنین موقعیتی معترضین به همچین افرادی در جمع خود نیاز دارند تا به جمع وخواست خود اعتبار بخشند.

استاد شجریان نباید فراموش کند هر گروهی موافقی دارد و مخالفی، او باید بداند که اتفاقا بیشترین هواداران وی در جمع موافقان دولتند نه در جمع مخالفانی که او به میانشان رفت. وی از اوایل انقلاب بارها در مورد نحوه پخش آهنگهایش درصدا وسیما اعتراض کرد و بارها مردم را از شنیدن صدای خود محروم ساخت. دعای "ربنا"ی استاد در اذهان جاودانه شده است ولی امسال به صدا وسیما اجازه پخش آن را در ماه مبارک رمضان نداد.

راستی اصلا اگر این انقلاب و نظام نبود باز هم کسی به آواز و سبک او بها می داد یا زمینه بیشتر برای آهنگهای پاپ و رپ و تکنو و مانند اینها فراهمتر بود. مسلماً فضا بدون نظام اسلامی به سبک آهنگها و نواهای غربی می گرایید و جوانان که مخاطبین اصلی وی هستند شاید در آن سمت سو قرار می گرفتند و کلاً استاد دیگر این استاد نبود. استاد عزیزمان متاسفانه خواسته یا ناخواسته در دام برخی بدخواهان افتاد ولی این به آن معنی نیست که ما نیز دست در دست استاد در دام آنان جا خوش کنیم. استادمان امروز در اردوی کسانی قرار گرفته که برخی از آنان صدا وسبک استاد آواز ایران را خسته کننده می دانند چرا که جنب وجوش ریتمهای رپ را ندارد، به همراه آن نمی توان قرص " ایکس" خورد و رقصید و دیگر اینکه در کنسرتهای استاد صحنه روشن است در عوض آنکه خاموش باشد وتنها چند چراغ گردان وچشمک زن روشن باشد. وحالا چند جمله به استاد عزیزمان:

استاد جان ما عاشق صدای شیوای شما هستیم، عاشق سبک و سیاق سنتی و اصیلی که شما اجرا می کنید هستیم، ولی عزیز دل ما؛شما بهتر است بدانید که قبل از تمام این مسائلی که گفتیم وآن مواردی که نگفتیم عاشق رهبرمانیم و نظام اسلامیمان، اگر شما هم هستید با شماییم وگر نه ……!

والسلام

 

تلاش شما در این نشریه را ارج می نهم، امیدوارم پیروز باشید(منتظر مطالب بعدی نیز باشید)

دوستتون دارم

برادر کوچک شما، حمیدرضا ترابی

+ نوشته شده در  88/07/17ساعت 15:46  توسط سرویس خبری نازداب  | 

  • بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ   ﴿ 1 ﴾     جزء 1  

    به نام خداوند رحمتگر مهربان

              In the name of allah, the compassionate  the Merciful 

            


  • فاتحه : الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ   ﴿ 2 ﴾     جزء 1  

    ستایش خدایى را که پروردگار جهانیان ،

                   

    Praise be to Allah, Lord of the Worlds,


  • فاتحه : الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ   ﴿ 3 ﴾     جزء 1  

    رحمتگر مهربان ،

    The Beneficent, the Merciful.


  • فاتحه : مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ   ﴿ 4 ﴾     جزء 1  

    [و ]خداوند روز جزاست.

    Owner of the Day of Judgment,


  • فاتحه : إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ    ﴿ 5 ﴾     جزء 1  

    [بار الها ]تنها تو را مى پرستیم ، و تنها از تو یارى مى جوییم.

    Thee (alone) we worship; Thee alone we ask for help.


  • فاتحه : اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ   ﴿ 6 ﴾     جزء 1  

    ما را به راه راست هدایت فرما،

    Show us the straight path,


  • فاتحه : صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ   ﴿ 7 ﴾     جزء 1  

    راه آنان که گرامى شان داشته اى ، نه[ راه ]مغضوبان ، و نه[ راه ]گمراهان.

    The path of those whom Thou hast favored; Not (the path) of those who earn Thine anger nor of those who astray

  • + نوشته شده در  88/07/14ساعت 23:55  توسط سرویس خبری نازداب  | 

    + نوشته شده در  88/07/14ساعت 23:40  توسط سرویس خبری نازداب  | 

     

     یادها

    در این بخش بنا را بر این گذاشتیم تا از آنهایی که سالهایی را در این دیار زیستند ولی دست تقدیر آنان را به دیار باقی کشاند یادی کنیم. افراد خوش نامی که هر گاه به یاد آنان می افتیم آهی می کشیم. به امید اینکه در آخرت  با سرور و سالار شهیدان مهشور شوند. خواهشمند است در مورد بزرگوارانی که از این دنیا رفته اند هر چه می دانید برای ما ارسال نمایید تا در بخش یادها منتشر شوند. در ضمن منتظر نظرات شما نیز هستیم.

    این قسمت:

    مرحوم حسن خزاعی فرزند مرحوم شیخ ابراهیم خزاعی

    وجود این شخص مومن با تعزیه عجین شده بود، چندین سال در تعزیه زیارت دشتستان فعالیت مستمر داشت،  با وجو اینکه صدایش سریع می گرفت و فشار را بر حنجره اش حس می کرد ولی عاشقانه ادامه می داد، نشنیده بودیم کسی از او به بدی یاد کند،سالها به عنوان مسئول شورا در زیارت فعالیت کرد، در دورانی که مسئولیت شورا را به عهده داشت نفهمیدیم کسی از او ناراحت شده باشد. حق را ناحق نمی کرد، در میان مردم زیارت دشتستان محترم شمرده می شد و مردم او را با احترام یاد می کردند. مغازه ای داشت محقر، اجناسش همیشه قیمتهای مناسبی داشتند، خیلی وقتها می دیدم سوار بر موتوری شده و با بیلی که به همراه داشت به نخلها سر می زد، اکنون دیگر خبری از او نیست، البته در این دنیا، ما او را نمی بینیم ولی او هست و امیدواریم در جوار امام حسین محشور شود، امامی که او سالها در مراسم تعزیه اش با عشق فعالیت کرد. درسته او ممکن است پیش ما دیگر نباشد، ولی یاد و خاطره نیکش همچنان هست. چه از این بهتر که از او فرزندانی صالح به جا مانده، همگی مومن وخداترس چون خودش.

    روحش شاد و یادش گرامی باد
    + نوشته شده در  88/07/14ساعت 23:17  توسط سرویس خبری نازداب  | 

    ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی منتهاای آتشی افروخته در بیشه اندیشه ها

    امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدیبر مستمندان آمدی چون بخشش و فضل خدا

    خورشید را حاجب تویی اومید را واجب توییمطلب تویی طالب تویی هم منتها هم مبتدا

    درسینه ها برخاسته اندیشه را آراستههم خویش حاجت خواسته هم خویشتن کرده روا

    ای روح بخش بی بدل وی لذت علم و عملباقی بهانه ست و دغل کین علت آمد وان دوا

    ما زان دغل کژبین شده با بی گنه در کین شدهگه مست حورالعین شده گه مست نان و شوربا

    این سکر بین هل عقل را وین نقل بین هل نقل راکز بهر نان و بقل را چندین نشاید ماجرا

    تدبیر صد رنگ افکنی بر روم و بر زنگ افکنیوندر میان جنگ افکنی فی اصطناع لایری

    می مال پنهان گوش جان می نه بهانه بر کسانجان رب خلصنی زنان والله که لاغست ای کیا

    خامش که بس مستعجلم رفتم سوی پای علمکاغذ بنه بشکن قلم ساقی درآمد الصلا
    + نوشته شده در  88/07/14ساعت 23:15  توسط سرویس خبری نازداب  | 

    ایجاد وبگاه جدید زیارت دشتستان برای دانشجویان زبان انگلیسی

    نشریه جدیدی جهت تمرین زبان انگلیسی به آدرس 

      WWW.ZIARAT-DASHTESTAN.BLOGFA.COM  ایجاد شده است.

     

    این نشریه از لحاظ شکل و نما با نشریه حاظر هیچ تفاوتی ندارد و لینک مربوط به آن نیز در فهرست پیوندها در سمت چپ نشریه موجود می باشد.

    از علاقه مندان به زبان انگلیسی دعوت می شود به این نشریه سر بزنید و در مورد کیفیت آن و مطالب درج شده در آن نظر دهید. ما هم می کوشیم روز به روز از لحاظ محتوایی بر وزن آن بیفزاییم.

    با تشکر

    نشریه اختصاصی زیارت دشتستان

    + نوشته شده در  88/07/11ساعت 19:44  توسط سرویس خبری نازداب  | 

                                                                 

    شامگاه دوشنبه ششم مهرماه 8۸، دکتر حاج عبدالرسول صداقت رئیس انجمن رادیوژی ایران و کارشناس پزشکی قانونی کشور، در برنامه پزشکی نبض از شبکه خبر که با حضور دو تن دیگر از جامعه پزشکی که یکی نمایند ه مردم خراسان در مجلس شورای اسلامی و دیگری نماینده وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشکی بودند برگزار شد، به بررسی مشکلات مردم در خصوص تصویربرداری پزشکی پرداختند. در این برنامه نیز چون برنامه هفته پیش دکتر عبدالرسول صداقت به دفاع از بخش خصوصی در این زمینه پرداختند و مشکلات را ناشی از نا هماهنگی در رفتار وزارت بهداشت و همچنین نواقصات در قوانین مربوطه دانستند. در این جلسه مطرح گردید که تعداد دستگاههای تصویربرداری پزشکی در تهران از شهر لندن در انگلیس نیز بیشتر است. در این جلسه که با اجرای دکتر یزدانی برگزار شد، دکتر صداقت از وجود حد اقل یک مرکز تصویر برداری پزشکی در هر مرکز استان خبر دادند. قیمت زیاد تصویربرداری نیز از موضوعات مطروحه در میزگرد فوق الذکر بود.

    گفتنی است دکتر صداقت زاده زیارت دشتستان و موسس بزرگترین مرکز تصویربرداری پزشکی کشور در عظیمیه کرج هستند.   

    + نوشته شده در  88/07/07ساعت 0:47  توسط سرویس خبری نازداب  | 

     این هم یک شعر محلی زیبا از شاعر ناشناس زیارتی که از طریق ایمیل برای ما ارسال شده و ای کاش خودش را معرفی می کرد

                                                      نهضت گدول                             

     

    یه روزی مث خانل تو دل فده نشسیـــــــــــــدم     

        کنار خر شینو که خم اوهل تر بسیــــــــــدم

    پا ری پا جکندیدم و فرق قیلون مــــــــــی زدم    

          پی دسم بل می چیدم پام و چیدون مـــــی زدم

    دی رجب مث شیری برک دسم نشسه بــــــــی    

          سیل تو چیشم میکه فقیره خیلی خســــــه بی

    دی رجب که صو رفتی تازه و صحرا اومـدی     

           پی روا و لیلو و شهرو و زهرا اومــــــــدی

    در فده ایسو وازه و کیچه یم پر خــــــــــــــره     

         خر مانم زیپلک که بلکمم پاشون بـــــــــــره

    خر مانم نه خره یه گدول چمش بی سرو پــــا  

          وقتی که ره بگیرش هرچی بوینه خـــو میخا

    دی رجو گو و کرو بدو بچه دره بـــــــــــــیند              

            بدو زور بیا نویس ایقه و ای گدول نخنـــــــد

    سی کو نه جا منده ای نا یه دقینی بشینیــــــــم          

                سی کو ای نا یه دقی هم و خشی بویـــــــــنیم

    دی رجو ینه که گو داغ دلم تــــــــــازه واوی             

              باور کو همقه سات غمم بی انــــــدازه واوی

    یدفه شنت بدو گرفتم و راساویـــــــــــــــــــدم            

              چو کلی ورداشتمو گیر ایهالناساویـــــــــــــدم

    حرکت کردم سی خر بلکه صداشه بـــــــورم             

             یا قلمشه بشکنم یا که کمشه بـــــــــــــــــــدرم

    سر قضّا همی سات خیرو اومه باداویــــــــدم          

               چیش کردم خیرو دیدم مث فرهاداویـــــــــــدم

    تو بگو صد مو میگم هزارتا چو تر مشتمــش             

            خالو جون خمونیما اما مث خر ششتــــــــمش

    گدولم تش دلش جفتک جمند ری هل ســـــرم        

                  عرصه وم تنگاویدی نیمفهمیدم کجــــــــــابرم

    لغت خر مث بارون وقتی ری سر شی بیـــــا            

              آدم ای زنده بمونه خیلی سخته ری بیـــــــــــا

    مو خو بعدش نفهمیدم که چه اومه وســـــــرم             

             همیکه چیشم واز کردم دیدم تا ور دکتـــــــرم

    دکترم نه دکتره آدم گت لپـــــــــــــــــــــــری            

               دس مازم میکنه و هی میــــــــگو وری وری

    وش گفتم خالو والا بیل تا دقی جا بگیـــــــرم            

              یه دقی بر بده و بیل بکه خــــــم پا بـــــــگیرم

    دکترکو نه بهز ختون آدم خیلی خشی بــــــی            

               بچی همجنل بی و بنظرم مال گــــــــــشی بی

    یه مریض شهرینی هم برکم رمبســـــــه وی           

                  یا زوون گپ زن نداشت یا و کل زمباسه وی

    بچیلشون دیگری دور ما ور ور می کــردن             

              یادمه خو یادمه که مانل قر می کـــــــــــــردن

    همیزات در وازیمی و بچیل می رسیــــــدن               

            د کرسی خالی نبی سر پا ویمیســــــــــــــــیدن

    قاسو تعریف میکنه و وقتی که خاموش بیدم          

                 چیلم پر کف گردن کج بی هوش بیــــــــــــــدم

    قاسو بدبخت منه بردی تا دم بهداریمـــــــون           

                یکی وش میگو بره یه دقیم اینــــــــــجو نمون

    یه دقه اینجو نمون که اینجو صاوی نــــداره           

               اینجو دکتر نیمتره خـــــاری و تو پــــــا دراره

    خدا سیش خو کنه محلی بچه کل عبدلـــــــی              

             می رسه میگو بیارش بیریـــــمش یه هلـــــــی

    اما خو فیده نداشت گدول آخو کارشـــــه کـه              

                تا منم بفهمم پی گدول نمـــــیترم کنم رکـــــــــه

    بعد نهذت گدول خونه نشیناویدمــــــــــــــــه            

                 مـــــث تاپو شـــــلینی بار زمینــــــاویدمــــــــه

    نه کسی بر میکنه کـــــمی بیا ترم بـــــــــده       

          و نه دردم دردیه که یه کمی برم بـــــــــــــــده

    اسمیلو حاج عبدلی که شیر حریفش نویمی          

                  پی لغت کره ی خری افتاده تو پر گلیمـــــــــی

     

    + نوشته شده در  88/07/05ساعت 23:47  توسط سرویس خبری نازداب  | 

    معصومه خدادادی
    معصومه خدادادی در روستای زیارت به دنیا آمد. در دوره‌ی راهنمایی متوجه استعداد سرایش در خود شد. به شعر پرداخت، در محافل ادبی و شب‌های شعر مختلفی شرکت کرد و اشعارش را برای علاقه‌مندان به شعر ناب محلی خواند. او اکنون از شاعران مطرح محلی‌سُرا است.
    + نوشته شده در  88/07/03ساعت 16:8  توسط سرویس خبری نازداب  | 

    محمد غلامی ـ متولد سال 1342 ـ اهل بنار آبشیرین دشتستان و معلم مدارس برازجان است. در قالب‌های کلاسیک، نیمایی و سپید و نیز به گویش محلی شعر می‌سراید. مجموعه شعر او به نام «ریشه‌های روز» شامل اشعار سپید و کلاسیک در سال 1375 از سوی انتشارات پروین منتشر شده است. اشعار و مقالاتش در مطبوعات محلی استان به چاپ رسیده است.

     

    سهراب باقری
    سهراب باقری در سال 1344 در روستای بنار آبشیرین از توابع بخش مرکزی دشتستان متولد شد.
    وی تحصیلات ابتدایی خود را در روستای زادگاهش و دوره‌ی راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در روستای زیارت و شهر آبپخش به پایان رسانید. سپس برای ادامه تحصیل به شیراز رفت و در تربیت معلم شهید مطهری شیراز دانشجوی منصور اوجی شاعر بزرگ معاصر شد. به خاطر دوستی با این شاعر و استاد و همچنین آشنایی و همنشینی‌های پیوسته با محمد‌ غلامی شاعر هم روستایی‌اش به شعر و شاعری روی آورد.
    با وجود این که در قالب‌های مختلف شعری طبع آزمایی کرده و آثار متعددی دارد، دل مشغولی عمده‌ی او شعر سپید است.


    + نوشته شده در  88/07/03ساعت 16:7  توسط سرویس خبری نازداب  | 

     

     فرج‌ا... کمالی
    استاد کمالی در سال 1328 در شهر برازجان زاده شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه تا پنجم دبیرستان را در رشته‌ی طبیعی در برازجان گذراند و سپس در سال 1345، تحصیلات خود را در دبیرستان "سعادت" بوشهر ادامه داد. آن‌گاه در سال 1347 به دانشگاه اصفهان راه یافت و در سال 1351 به اخذ مدرک لیسانس در رشته‌ی زیست‌شناسی از این دانشگاه نائل آمد.
    استاد کمالی از سال 1353 به سرودن شعر با گویش محلی گرایش پیدا کرد و امروزه اگر چه شاعری برجسته و تأثیر‌گذار در عرصه‌ی محلی سرایی‌ست، اما در سرودن غزل و شعر سپید نیز بسیار تواناست.

    حسینقلی انگالی
    دکتر "حسینقلی انگالی" متولد 1305 است. تحصیلات متوسطه را تا سیکل اول در دبیرستان سعادت بوشهر و تا سطح دیپلم در دبیرستان بازرگانی شرکت سابق نفت آبادان گذراند. معادل لیسانس زبان انگلیسی را از دانشگاه کمبریج انگلستان گرفت و لیسانس و فوق‌لیسانس حسابداری و علوم مالی را از دانشکده‌ی حسابداری و امور مالی شرکت ملی نفت ایران دریافت نمود.
    دریافت نمود. وی تا کنون کتاب‌های "عطش انتقام" و "اتّحاد مربع" که هر دو رمان پلیسی نوشته‌ی "سرآرتور کانان دویل" هستند از انگلیسی به فارسی ترجمه کرده است.

    رضا معتمد
    رضا معتمد متولد 1344 دشتستان، فوق لیسانس ادبیات فارسی از دانشگاه تهران است. وی مدرس ادبیات، روزنامه‌نگار و مدیر مسئول هفته‌نامه‌های "پیغام" و "پیام عسلویه" می‌باشد. از این غزل‌سرای ارزنده و دیرآشنا تاکنون دو مجموعه‌ی "از درک آبی‌ها فراتر" و "از حسرت لیلی" منتشر شده است.

    سیدحامد معراجی
    سیدحامد معراجی در سال 1337 در برازجان متولد شد. پدرش نقاشی و خطاطی کار می‌کرد و مثنوی می‌خواند و گاه‌گاه شعری می‌سرود. از جوانی به شعر علاقمند شد. در قالب‌های مثنوی، دوبیتی، غزل، نیمایی و سپید و نیز در داستان کوتاه آثاری دارد. وی فارغ‌التحصیل رشته بهداشت از دانشگاه تهران است.
    فصل زیتونی
    همه شب پنجره‌ام روبه نگاهت باز است
    باز در امشبِ موهای تو گم گشته دلم
    خواستم پر بکشم تا لب بام‌ات امّا
    کاش می‌شد که به آغوش تو برمی‌گشتم
    هر کجا می‌گذرم بی‌تو غریب است بیا
    با خیالت دل من تا به سحر دم‌ساز است
    پشت بغضم هوس داغ‌ترین آواز است
    آسمان تنگ‌تر از حوصله‌ی پرواز است
    گرچه توفان شبم باز طنین انداز است
    فصل زیتونی ما تشنه‌ی یک اعجاز است

     

    محمّد غلامی
    محمد غلامی ـ متولد سال 1342 ـ اهل بنار آبشیرین دشتستان و معلم مدارس برازجان است. در قالب‌های کلاسیک، نیمایی و سپید و نیز به گویش محلی شعر می‌سراید. مجموعه شعر او به نام «ریشه‌های روز» شامل اشعار سپید و کلاسیک در سال 1375 از سوی انتشارات پروین منتشر شده است. اشعار و مقالاتش در مطبوعات محلی استان به چاپ رسیده است.


    گفتم:
    یاد آور لبخند زمین
    بذر بهاری بنشانم
    پاییز و بهاران شد و یک چرته نخندید
    در باغچه‌ی خانه‌ی خود
    فصل شکفتن
    امسال
    مگر بوته‌ی خاری بنشانم

    اسفندیار فتحی
    سیب سرخ صورتت
    تمام پیچ و خم‌های زندگی من است.
    کال نبودم که جهان را جارو کردم
    و در دگرگونی دردهایم
    از مژه‌هایت شکفتم
    حواترین نگاهت را به مهتاب ببخش!
    می‌خواهم کودکی عصیان گرفته‌ام را
    در کوچه‌هایی – که بی‌فکر گذشتم –
    بادبادکی از سیب کنم
    طعم سرخ سیب تو
    انسان بودن من است
    وگرنه بشر آدم نمی‌شود
    حتی اگر بخندد.


    معصومه خدادادی
    معصومه خدادادی در روستای زیارت به دنیا آمد. در دوره‌ی راهنمایی متوجه استعداد سرایش در خود شد. به شعر پرداخت، در محافل ادبی و شب‌های شعر مختلفی شرکت کرد و اشعارش را برای علاقه‌مندان به شعر ناب محلی خواند. او اکنون از شاعران مطرح محلی‌سُرا است.
    آدم و حوّا
    ای یه روزی بترُم آدمِ پیدا بکُنم
    سی چه وَختی که شما دل تو دلِ هم بردین
    وُ خدا شرم نکردین که گُنه‌کار ایمین

    چه بهشتی تو قد و قامتِ حوّا دیدی
    تو بُوِی هر کی هِسی سی مو نکردی پدری
    کاش که خُم می‌ترِسُم تا ورِ حوّا بِرِیُم
    وَش بگُم پُی چیشلت آدمِ رسوا کردی
    وُ چه حقی بُنِ جا عاشقِ او واویدی
    مِی نه ای عشق خدا تو دلِ آدم ناده
    ری سِوَخ‌زارِ زمین شورِ جُهالی نیسی
    چقه بَدوختِ دلُم هی خُشِ خُش تنگ ایمو
    هر کِشا عکسِ خیالی می‌ره تو قاوِ دلُم
    اِی خدا غصه‌یِ دنیا مُنِ داغون کرده
    دلِ لیوه‌ی مو کِلو بی‌که گرفتار آوی
    پُی زنش جَر می‌کُنم هر دوشِ صحرا می‌کُنم
    سیلِ‌هم‌کردین‌و هِی صد کِشه سی‌هم مُردین
    دوبُکش غضه نخَردین که بدهکار ایمین
    که دلت رَه وُ گرفتارِ زمین آویدی
    ری زمین هیچ ندیدم مو به جز دَروِدری
    وُ دسِ درد و غم و غصه‌ی ِدنیا دِرِیُم
    وُخوشه‌ی گندمِ زردی تو دلش جا کردی
    عقل و هوشت رِه کجا که سرِ شو واویدی
    نه چطو سهمِ بچه‌ش غصه‌یِ و غمباده
    هر کی تو فکرِ خُشِ فکر و خیالی نیسی
    اورِ مَشتی می‌ده بالا تو چیشُم جنگ ایمو
    بی خِوَر سِی می‌کنم باز دُواره کِسلُم
    دلُمِ فکر و خیالل پُر و پیمون کرده
    بینزه‌یِ دهنِ سرِ کیچه وُ بازار آوی

     

    سهراب باقری
    سهراب باقری در سال 1344 در روستای بنار آبشیرین از توابع بخش مرکزی دشتستان متولد شد.
    وی تحصیلات ابتدایی خود را در روستای زادگاهش و دوره‌ی راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در روستای زیارت و شهر آبپخش به پایان رسانید. سپس برای ادامه تحصیل به شیراز رفت و در تربیت معلم شهید مطهری شیراز دانشجوی منصور اوجی شاعر بزرگ معاصر شد. به خاطر دوستی با این شاعر و استاد و همچنین آشنایی و همنشینی‌های پیوسته با محمد‌ غلامی شاعر هم روستایی‌اش به شعر و شاعری روی آورد.
    با وجود این که در قالب‌های مختلف شعری طبع آزمایی کرده و آثار متعددی دارد، دل مشغولی عمده‌ی او شعر سپید است.
    اندوه تنهاترین کودک زمین
    اندوه تنها‌ترین کودک زمین را
    از من بپرس
    که از سلاله‌ی سیاوشم
    و صداقتم را
    تا تقدیر تشت طلا
    از هزار بیشه‌ی آتش
    گذشته‌‌ام
    و اعصار گمشده‌ی جهان را
    در دشت‌های سوخته
    براستخوان جمجمه‌ی دیوان
    رقصیده‌ام
    اندوه تنهاترین کودک زمین را
    از من بپرس
    که دیری‌ست
    در جستجوی هزار پیشه‌ی رؤیاهای اجدادیم
    با چشمانی پر از غبار
    و دستانی پر از انتظار
    تیزی شمشیری را
    می‌سرایم
    که از تمام نیاکان
    تنها غلاف آن بر جای مانده است
     
     

    (اطلاعات از نصیر بوشهر)

    + نوشته شده در  88/07/03ساعت 16:1  توسط سرویس خبری نازداب  | 

    طنز

    به گزینه طنز از نشریه اختصاصی زیارت دشتستان خوش آمدید.

    برای بهتر کردن نشریه و پرمحتواتر نمودن آن به نظرات، پیشنهادات، انتقادات و همچنین طنزهای ارسالی شما نیازمندیم.

    " هر چی گیرتون اومه سیمون بسی کنین، خو؟"

     

    1- ماندنی عوضی: یه روز با خاور یه باری بردیم یه جایی، وقتی به آدرس کارخونه ای را که به ما داده بودند رسیدیم، یه نگهبانی را دیدم که کاملاً سرش کچل بود، یه دود سفیدی هم از کارخونه بلند می شد، به هر حال وارد شدیم و همینجور که جلو می رفتیم آدمها غیر طبیعی به نظر می رسیدند، یکی ریش داشت سبیل نداشت، یکی یه لنگ ابرو داشت، یکی دیگه نصف سبیلش را نداشت، خلاصه همه یه جورایی ناقص بودند، رفتیم تا در ساختمون کارخونه رسیدیم، سوال کردم مگه اینجا چه خبره، نکنه صدام شیمیایی زده، یارو گفت نه خالو خودت هم که این بار را خالی کنی مثل ما می شی، بعد فهمیدیم تا اینجا کارخنه تولید "واجبیه"، اینو که فهمیدم فرار کردم و بعد از این که متوجه شدم ماشین خالی شده یه چفیه دور سر کردم و رفتم ماشین را بیرون آوردم.

     

    2- یه لره با دوستش می ره استخر شنا، میره زیر آب، وقتی میاد بالا تا چشاش می خواد از تعجب در بیاد، دوستش بهش میگه مگه چی شده؟ لره جواب می ده " ایگم ای کاشی کارکو چه نفسی داشته".

     

    3- یکی ازبچه های زیارت میره مغازه "کل حسن پورخدر" می پرسه میگم "کلسن" بسکوت 25 تمنی داری؟ "کلسن" هم میگه بله داریم، اون می پرسه چنده!!!؟

     

    4- ملا یه روزی "رو که رو که، خسشاوی دووس"

    + نوشته شده در  88/07/03ساعت 15:23  توسط سرویس خبری نازداب  | 

    بنار آبشیرین

    بنار آبشیرین یکی از روستاهای دهستان زیارت از توابع شهرستان دشتستان در استان بوشهر است، این روستا دارای مردمی خونگرم، شیرین و مهربان همچون مردم دیگر روستاهای همجوار می باشد، این روستا در جوار رودخانه دالکی قرار دارد و مردم آن اغلب به نخل داری مشغول هستند. مردم این روستا خسارات زیادی را از سیل بدلیل همجوار بودن با رودخانه دالکی دیده اند که تا کنون به نحو مطلوبی جبران نشده است. این مردم خونگرم علاقه زیادی به اهل بیت(علیهم السلام) دارند تا جایی که همه ساله در ماهای رمضان و محرم مراسمات مذهبی و تعزیه خوانی در آنجا بر قرار است، مردم بنار آبشیرین علاقه زیادی به شعر و ادب دارند. از معروفترین شاعران بنار آبشیرین جناب آقای محمد غلامی که فرهنگی نیز هستند، سهراب باقری که ایشان نیز فرهنگیست و امان الله ابراهیمی می باشند.

    با آرزوی موفقیت برای مردم بنارآبشیرین

     

    + نوشته شده در  88/07/03ساعت 15:20  توسط سرویس خبری نازداب  | 

    تعزیه خوانی در کلل دشتستان

    روستای کلل دشتستان

    کلل دشتستان یکی از روستاهای دهستان زیارت از توابع بخش مرکزی شهرستان دشتستان در استان بوشهر می باشد.

    این روستا اگر چه کوچک ولی مردمانی خوب، خونگرم و مهربان دارد، اکثر مردم کلل دشتستان کشاورز هستند و به کار نخل داری مشغولند. روستای کلل دشتستان در فاصله 60 کیلومتری مرکز استان، بوشهر و 13 کیلومتری مرکز شهرستان دشتستان، برازجان قرار دارد. خیلی از مردم استان بوشهر و حتی استانهای همجوار کلل را با پلی که در کنار روستا بر رودخانه دالکی احداث شده است می شناسند. این پل با بیش از یک کیلومتر طول، یکی از طویل ترین پلهای کشور است که به پل کلل معروف است. مردم کلل همچون دیگر مردمان منطقه جنوب مردمی مذهبی و ولایی هستند، در ماههای رمضان و محرم مراسم روضه خوانی ، سینه زنی و تعزیه خوانی در این روستا بر قرار است.

    به امید سرافرازی مردم کلل دشتستان

    + نوشته شده در  88/07/03ساعت 15:15  توسط سرویس خبری نازداب  | 

     

                               

        

    دوباره اول مهر رسید و جنب و جوش بچه ها شروع شد. اشتیاق بچه ها برای رفتن به مدرسه دیدنیه، دوباره بوی برگهای کاهی دفترها به مشام می رسه، دفترهای چهل برگی، شصت برگی، صدبرگی کتابهای فارسی، ریاضی، دینی و غیره...

    آدم وقتی خودشو به یاد میا ره دوباره یه شور و شوقی تو آدم ایجاد میشه، آدم دوست داره دوباره تو اون فضا قرار بگیره.

    وقتی یادت میاد اون روزایی را که با خونواده دور هم می نشستی و کتابت را جلد می گرفتی، وقتی کیف یا کفش نو برات تهیه می کردند، وقتی سر مدادتراش با خواهر برادرت دعوا می کردی،حتی وقتی بابات نداشت برات چیزی بخره حقیقتاً با حال بود. هر سال تو این روزا اصلاً هوا هم بوی کتاب و دفتر میده. البته خیلی از ماها هنوزم کتاب و دفتر را کنار نگذاشتیم ولی این ایام با اون ایام تفاوت زیادی داره.

    امروز وظیفه ما اینه که فضا را برای کوچکترامون فراهم کنیم تا بهتر بتونند درس بخونند، از تجربیات تلخ و شیرین خودمون باید در جهت بهبود سطح کیفی تحصیل فرزند، برادریا خوهرامون استفاده کنیم. خیلی از ماها نتونستیم ادامه بدیم چون زمینه اش برامون فراهم نبود،خیلی هامون با فقر دست و پنجه نرم می کردیم وخیلی از ما هم با وجود اینکه همچی برامون فراهم بود بازی گوشی می کردیم و از خوندن درس سرباز می زدیم. اما یه چیزی هم بگم که هنوزم برای درس خوندن دیرنیست، در واقع هیچ وقت دیر نیست و تلاش کنید امکانش را برای خودتون بوجود بیارید، اما اگه برای خودتون نتونستید و بنا بر دلایل و مشکلاتی از تحصیل ناکام موندید، حد اقل به کوچکترهاتون کمک کنید تا به سرنوشت خودتون دچار نشند و بتونند افراد مثمر ثمری برای زیارت دشتستان بشند انشاالله.

    در ضمن چون الان فصل مدرسه رسیده علاوه بر راهنمایی های علمی و تحصیلی، موارد بهداشتی را نیز به بچه ها یاد آور شوید.

     

    نظافت بچه ها در مدرسه

    الحمد لله وضیت دانش وآگاهی مردم به نحو خیلی خوبی در همه زمینه ها علی الخصوص در زمینه بهداشت فردی بالا رفته، ولی با تمام اینا و با تو جه به شیوع انواع بیمایریهای میکروبی در جامعه مثل آنفلوآنزای خوکی لزوم یاد آوری در زمینه توجه به مسایل بهداشتی باز هم احساس میشه. به کوچکترها یاد آوری کنید تا بعد از دستشویی دستهای خودشون را با صابون یا مایع دستشویی بشورند، از لیوانهای اختصاصی خودشون استفاده کنند ودر موقع عتسه کردن جلوی دهن خود را بگیرند، از غذاهای خیابونی استفاده نکنند و حتی الامکان سعی کنید غذاهای سالم خونگی براشون آماده کنید تا با خود به مدرسه ببرند.

    + نوشته شده در  88/07/02ساعت 16:29  توسط سرویس خبری نازداب  | 

                                                         یادها 

    در این بخش بنا را بر این گذاشتیم تا از آنهایی که سالهایی را در این دیار زیستند ولی دست تقدیر آنان را به دیار باقی کشاند یادی کنیم. افراد خوش نامی که هر گاه به یاد آنان می افتیم آهی می کشیم. به امید اینکه در آخرت  با سرور و سالار شهیدان مهشور شوند. خواهشمند است در مورد بزرگوارانی که از این دنیا رفته اند هر چه می دانید برای ما ارسال نمایید تا در بخش یادها منتشر شوند. در ضمن منتظر نظرات شما نیز هستیم.

    این قسمت:

    مشهدی محمد انصاری

    جملات معروفی برای خودش داشت مثل:"دنیا همه هیچ و مال دنیا همه هیچ، ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ" یا " عاقبت منزل ما وادی خاموشان است" که همگی سرشار از پند و اندرز بودند. نماز جماعت در زیارت با او آغاز شد و سالها ادامه یافت، دوستی خاصی با فرهنگیان روستا والی الخصوص آقای عبدالله نعمتی داشت، تقریباً تمام اشعار مولوی، حافظ و سعدی را از بر بود، قرآن را به خوبی می دانست و می خواند، مردم به دعاهایی که بر کاغذ می نوشت اعتقاد فراوانی داشتند، از اطراف هم مردم به همین منظور پیش اومی آمدند، هیچ گاه برای دعا کردن طلب پول نمی کرد و اگر هم به او می دادند و زیاد بود مقداری از اون را بر می گردوند، هیچگاه دعایی با نیت بد برای کسی انجام نداد، هر مصیبت زده ای را می دید که به نوعی گرفتاره او را به صبر دعوت می کرد و می گفت "ان الله مع الصابرین"، خلاصه در خصایص مثبت عجیب با همه متمایز بود.

    او عارفی بزرگ و گرانقدری بود که شاید در دوران حیاتش به خوبی شناخته نشد ولی بعد از فوتش فقدان او بر دل خیلی از دوستان و نزدیکان او سنگینی کرد.هنوز باورم نمیشه که از بین ما رفته، هنوز آهنگ شعرهای مولانا که از زبانش جاری بود در گوشم هست، وقتی چهره مهربونش را به یاد میارم ناخواسته غم وجودم را فرا می گیره، چقدر مهربون بود، با همه شوخی می کرد، همه را دوست داشت، هیچ گاه کسی  نشنید که در مورد کسی غیبت کنه، خواندن قرآن را همیشه سفارش می نمود حتی اگه روزانه یه صفحه در اول صبح باشه. تقریباً بر اموات همه اهالی نماز میت خوند تا عاقبت نوبت خودش هم رسید تا بر او نماز میت بخونند.مزار این عارف بزرگ در غرب مرقد شیخ منصور خزاعی(ع) واقع در زیارت دشتستان، درآرامگاه فامیلی انصاری قرار دارد.

    روحش شاد و یادش گرامی(شادی روح ایشان الفاتحه من قبلها صلوات)

    + نوشته شده در  88/07/02ساعت 15:19  توسط سرویس خبری نازداب  | 

    پست الکترونیکی نشریه اختصاصی زیارت دشتستان به آدرس زیر می باشد:

    ziarat-blog@live.com

    + نوشته شده در  88/06/29ساعت 15:16  توسط سرویس خبری نازداب  | 

    عید سعید فطر بر شما مردم زیارت

    مبارک باد  

    + نوشته شده در  88/06/29ساعت 14:29  توسط سرویس خبری نازداب  | 

    مرقد شیخ منصور خزاعی (ره) همچنان نادیده گرفته می شود!!!

    حرم مطهر شیخ منصور خزاعی در زیارت دشتستان از جمله آثار زیبا وتاریخی ایران اسلامی است که پس از گذشت قرنها با وجود بی توجهی های فراوان نسبت به آن، همچنان زیبایی های خود را حفظ کرده است.

    این بنای زیبای تاریخی که از سنگ و ساروج ساخته شده است دارای گنبدی پلکانی و بلند می باشد. نمای زیبا اما زخم خورده امروز این آرامگاه انسان را به فکر فرو می برد. این معماری ایرانی، اسلامی برای خود تاریخی دارد که متاسفانه به فراموشی سپرده شده است. بنای سنگ و ساروج بقعه شیخ منصور خزاعی در منطقه اگر نگوییم بی نظیر، اما کم نظیر است. نظیر چنین بنایی در استان بوشهر، میتوان به آرامگاه میرمحمد در جزیره خارک و همچنین بنایی در زیارت صاحلی از توابع خورموج اشاره نمود. البته بناهای فوق الذکر از نظر وسعت در حد آرامگاه شیخ منصور خزاعی (ره) نیستند. شخصی محترم و منتصب به اهل بیت (علیهم السلام) بی شک سزاوار ولایق آن بوده که نام قریه ای به خاطرش تغییر نماید و بارگاهی این چنینی بر مزارش بنا شود. ایشان بدون تردید لیاقت شهادت را داشته اند که که پس از هجرت از جوار امام معصوم مورد تعیب خلفای عباسی قرار گیرند تا آ نکه در این مکان به شهادت برسند. این آرامگاه در سالیان دور محل نذر ونذورات و احترام مردم این دیار بوده و هست. ولی آیا رفتار کنونی مسئولین با این شخص محترم سزاوار و شایسته حکومت اسلامی است؟ ما که پرچمدار اسلام و نظام اسلامی هستیم چگونه به خود اجازه می دهیم حتی با علم به مقام و منزلت او به ایشان بی اعتناعی کنیم؟ بارگاهی که فارغ از بحث باستانی بودنش تداعی کننده یاد اهل بیت ( علیهم السلام) است، چرا باید اینچنین از یادها رفته باشد؟ بحث تعمیرات این بنا بیشتر به یک بازی شبیه است، پس از گذشت سالها از متروکه بودن و ویرانی آ رامکاه شیخ منصور خزاعی( ره)، با اسرار و فشار مردم زیارت دشتستان، گروهی از مسئولین ذیربط به آنجا سر زدند و اعتباری اندک را جهت ترمیم بنا اختصاص دادند ولی این بحث دوباره رها شده  و به نظر می رسد کسی قصد احیای آن را ندارد. شیخ منصور خزاعی دارای شجره نامه ای مفصل است که در آن به ارتباط نزدیک ایشان با اهل بیت ( علیهم السلام) اشاره شده است. وی که خود سید و اولاد پیغمبر(ص) است، پس از رسیدن به قلعه خشتی که نام قدیم زیارت دشتستان است، بلیل منصوب  بودنشان به امامان معصوم (علیهم السلام)، و مبارزه ایشان در برابر کفار، مورد استقبال مردم این دیار قرار گرفتند. مردم ایشان را محترم می شمردند و از دور و نزدیک فوج فوج به زیارتش می شتافتند تا آنکه امروزه بواسطه آن زیارتها این دیار زیارت نامیده می شود.

    همانطور که می دانید زیارت دشتستان در دشتی وسیع وباز و بسیار دور از کوهستان قرار دارد، اما این عشق به اهل بیت و ایشان بود که عاشقان را در راهی قرار داد تا برای آرامگاه شیخ منصور خزاعی (ره)، از فرسنگها سنگ تهیه نموده و ساروج بیابند و با انتقال آن به این دیار بنایی اینچنین با عظمت بنا کنند. این عشق به ایشان و اهل بیت بود که معمارانی از دوردست آمدند و بنایی به این زیبایی با سنگ ساروج که از مصالح پیشرفته آن دوران بود بر مزار وی ساختند در حالی که در این دیار احدی تا شاید قرنها بعد خانه ای سنگی نداشت.

    آیا این همه اتفاقات مهم بی دلیل بوده که ما نیز چنین نسبت به آن بی تفاوت باشیم؟ در جوار آرامگاه شیخ منصور خزاعی (ره) مسجدی وجود داشته که بنا به گفته آگاهان، چندی بعد از شهادت وی در جوار آرامگاهش می سازند تا محل عبادت زائران حرمش باشد. از این مسجد چیزی جز سنگها و آثاری از پی آن باقی نمانده است. بدون شک از حکومت ستمشاهی پهلوی و قبل از آن انتظار نمی رفت که قدمی در راستای رونق بخشیدن به آن  بردارند ولی اکنون که سی سال از عمر پربرکت انقلاب اسلامی می گذرد و حکومتی اسلامی و اعتقادی بر سر کار است، چه کاری از سوی مسئولین محلی استان بوشهر و شهرستان دشتستان صورت گرفته است؟ اکنون که رییس جمهوری فعال و پرتلاش مسئولیت اجرایی کشور را بعهده دارد و حد اقل دو بار و هر بار چند روز در دوره چهار ساله اش به این استان سفر می کنند، آیا کسی از مسئولین اعم از دهستانی، شهرستانی یا استانی همانطور که برای رفع مشکلات شخصی خود به وی نامه می نویسند و نتیجه می گیرند تا کنون برای رفع مشکلات این اثر باستانی و این تاریخ اسلامی قدمی برداشته است؟ آیا تاکنون در جهت بهبود وضعیت این بنا تلاشی نموده اند؟

    آنچه مسلم است این بنا امروز به عمران و آبادی و توجه مسئولین نیاز دارد. چهره این بنا را می توان با ساختن پارک و فضای سبز در اطراف آن، بازسازی مسجد آن و برگذاری مراسمات مذهبی از حالت ویرانی و فراموش شدگی در آورد که همتی والا می طلبد. امید می رود مسئولین در دنیایی که امروز جوانان ما مورد تهاجمات فرهنگی و غرب زدگی قرار دارند با رسیدن به موقع به وضعیت چنین مکانهایی فرهنگی و اعتقادی زمینه بروز استعدادهای دینی را برای جوانان فراهم نمایند و از توجهات باریتعالی و ائمه اطهار نیز برخوردار شوند.

     

    به امید آبادی حرم مطهر شیخ منصور خزاعی (ره)

    نشریه اختصاصی زیارت دشتستان   

    + نوشته شده در  88/06/26ساعت 4:16  توسط سرویس خبری نازداب  | 

    چندین سال است که برادر بزرگمان کربلایی احمد گرگین پور به مسجد حمزه سید الشهداء (ع) رونق خاصی داده است. امسال با خبر شدیم آقای رجب گرگین پور نیز بنا به سفارش حجت الاسلام حسن انصاری جهت اقامه نماز پر فضیلت جماعت در مسجد صاحب الزمان حضور پیدا می کنند.  خداوند به هردوی ایشان توفیق دهد.

     

    انشا الله   

    + نوشته شده در  88/06/26ساعت 4:14  توسط سرویس خبری نازداب  | 

     

    روستای زیارت شهرستان دشتستان از جمله مناطقی است که جوانان ان برای فوتبال اهمیت خاصی قائلند.در این میان عده کثیری از این جوانان پر شور هوادار استقلال و عده ای دیگر هوادار پرسپلیس هستند. در زیارت دشتستان نیز چون برازجان استقلال از نظر تعداد طرفدار بر حریف دیرینه خود می چربد. نا گفته نماند که شهر بوشهر نیز طرفداران پرسپلیسی بیشتری دارد. همانطور که می دانید زیارت دشتستان تیمهای قدرتمندی در سطح بخش مرکزی دشتستان داشت از جمله: آزادی زیارت، پرسپلیس زیارت، استقلال زیارت و کارگر زیارت. در این میان اکثر بازیکنان و هواداران آزادی، استقلال و کارگر استقلالی هستند. در زیارت همیشه علیرغم کرکری های شدید هواداران این دو تیم تهرانی دوستی بخصوصی بین جوانان حاکم بوده و هست.

    از بازیکنان بنام زیارت می توان از شهرام مددی(پرسپلیس)، ابراهیم ایمانی فرد(آزادی)، مسلم کرمپور(استقلال) و جواد پاکیان(کارگر) از چهار تیم فوق الذکر را نام برد.

     

     

    + نوشته شده در  88/06/26ساعت 4:12  توسط سرویس خبری نازداب  | 

    واژگان محلی مخصوص زیارت و دشتستان 

    در این بخش به پیشنهاد دوستمون جواد ستونی را به همین نام ایجاد کردیم و قصد داریم به واژه های محلی مورد استفاده مردم دشتستان وخصوصاً زیارت که متاسفانه به تدریج در حال فراموش شدن هستند بپردازیم.

     

    • الد: به معنی درست که شاید برگرفته از عدل باشد( دوستان نظر دهند).
    • اره ( اریه): نشانه تعجب در زمان مشاهده شیعی بزرگتر از حد تصور.
    • اروانه ( گاری خرکی): ارابه ای که به چهار پا می بندند برای جابجایی بار.
    • اِطِمونetemoon : امتهان کردن چیزی یا کسی  مثال:"بده تا لامپکو اطمون کنم".
    • کلو: به معنی دیوانه
    • کلو پنگی: دیوانه ای که پنگ یا همان خوشه عاری از میوه خرما را می جود.
    • لیوه: نوع دیگری از دیوانه است که به مراتب از کلو بهتر است ولی سر سبک است و حرفهای نابجا زیاد میزند.
    • کتو katav: وسیله ایست 7 شکل، چوبی یا فلزی که زیر تسمه ارابه روی کمر الاغ قرار می دهند تا به الاغ آسیبی نرسد.
    • گنجه: تسمه ایست کتانی که در موقع بسته شدن ارابه به الاغ در سینه الاغ قرار می گیرد و کشش ارابه نیز بدین وسیله صورت می پذیرد.
    • تنگ: طنابی است که در هنگام بستن ارابه به الاغ از زیر شکم الاغ رد شده و به چوبهای ارابه بسته می شود تا باعث جلوگیری از برگشتن ارابه به عقب گردد.
    • پروند: وسیله ایست که باغبان از دور نخل رد کرده و سپس از پشت کمر خود می گذراند و پس از بستن با آن به بالای نخل می رود. این وسیله بجز جایی که در پشت کمر باغبان قرار می گیرد که تسمه ای پهن است از طنابی ضخیم ساخته شده است.
    • چومه: مکانی برای انبار محصول خرما که کف آن راه راه است تا شیره خرما از بین آن عبور کرده و به مخزن بریزد.
    • گلوپ: همان globe انگلیسی است که در انگلیسی به لامپ هم اطلاق می شود. Globe  در اصل به معنای کره است و به کره زمین در انگلیسی globe  گفته می شود.
    • بنگ: به غیر از معنی هشیش به معنای بانک نیز هست.
    • خر سوز: خر سبز، که به خر سفید می گویند.
    • شینه: رنگی است که برای  خر قهوه ای تیره استفاده می شود.
    • کمتر komtar: همان کبوتر است که گاهی اوقات کیومتر نیز تلفظ می گردد.
    • ملکی melki : به معنای گیوه، نوعی کفش.
    • کرّات korrat : همان تره است، نوعی سبزی.
    • ترازین: ترازو
    • میزون: ترازویی که از دو کفه تشکیل شده و کفه ها توسط طنابهایی به میله ای چوبی متصل می شوند. مانند آرم قوه قضاییه.
    • ارخولیق: جلیقه ایست ابریشمی و مخصوص زنان که بیشتر با رنگ آبی دیده می شد.
    • کلون: به رنگ آبی تیره میگویند. شاید همان کبود است ( دوستان نظر دهند).
    • شدّه: هم به معنی پارچه ایست تیره با رنگ قرمز درون آن و هم به معنای توپیست هم اندازه توپ تنیس که با لاستیک بدور هم می پیچیدن وبا آن شدّه بازی می کردند.
    • شدّه بازی: نوعی بازی شبیه بیس بال امروزی.
    • ملّار: سه پایه ایست چوبی که مشک پر از دوغ را به آن آویزان می کنند و تکان می دهند.
    • سلّار: شخصی که شدّه را نگه می دارد تا فرد دیگری با چوب به آن بکوبد و او تقریبا حکم داور بازی را دارد.
    • مدبخ : modbakh  همان آشپزخانه یا madbakh است.
    • اسوم: ملاغه
    • مجری mejri  :  صندوقچه ای کوچک که اشیاء قیمتی در آن نگهداری می شد.
    • توه: همان تابه است که برای پخت نان به کار می رود.
    • خون: وسیله ای که بر روی آن نان محلی پهن می شود.
    • تیر: چوبی صاف با طول حدود یک متر که بوسیله آن نان را بر روی خون پهن می کنند.
    • خیگ: همان مشک است، چرمی یا فلزی ( دوستان نظر دهند).
    • کوه koveh: قوچ یا گوسفند نر
    • کره kaareh: بزغاله
    • تیشتر: بز جوان ماده
    • پازن: بز نر
    • گوور goovar: گوساله
    • جغلان joghlan: انسان یا حیوان تازه به بلوغ رسیده.
    • باری: مرغ ماده جوان
    • دیگون: مرغ بالغ ماده
    • کنجر konjor: نیشگون
    • کیزه : کوزه
    • خین: خون
    • پیل: پول
    • ستین: ستون
    • سبیل خنده: لبخند، تبسم
    • پاتیل: دیگ
    • پاله: پیاله
    • منتیل: اهرمی است فلزی. بیشتر برای خراب نمودن دیوار و کندن پی بکار می رود.
    • کلند: کلنگ
    • شپار: فشار
    • نیمور: لیمو
    • هونگ havang : هاون
    • قاتمه: کوچکترین جزء
    • تاپو: تابو ، کوزه ایست بزرگ برای نگهداری خرما و یا غلات از آن استفاده می شود.
    • دارسا کردن: به چیزی دست زدن از روی کنجکاوی.
    • سرنه: از سر مساله ای، به خاطر اتفاقی. مثال:" سرنه ی اتفاق پاری بازم بچیل جراویدن" یعنی سر همان اتفاق پارسالی دوباره بچه ها دعوا کردند.( دوستان نظر دهند).
    • دیسه: زمان یا وقت بخصوص، موسم خاصی که بیشتر برای گذشته بکار می رود. مثال: " یه دیسه ای بی مردم خیلی و هم کمک می کردن".
    • بی: بود
    • و: به
    • کم: شکم
    • چپ ریپی: بی نظم و ترتیب
    • جرووس: نوعی موش
    • کلور: ساقه جو و گندم
    • کمو: کدام
    • تروه: کیسه
    • نعلین: دمپایی
    • کوش: به معنی کفش، ولی بیشتر به نوعی دمپایی پلاستسکی گفته می شود که جلوی آن باز نیست.
    • کندر: آدامس
    • بینزه: سقز
    • کیوار: پارچه ای که با آن سنگ پرتاب می کردند.
    • تیرکمون: وسیله ایست برای شکار پرندگان که از تکه چوبی هفت شکل، لاستیک و تکه ای چرم ساخته شده است.
    • شپ: هم به معنای چرمی است که در تیرکمون، جایی که سنگ در آن قرار می گیرد است و هم به معنای دست زدن است.
    • شاخک: نوعی تله برای پرندگان، متشکل از نعلی فلزی، لاستیک، سوزن، مهره و مقداری چوب.
    • فیکه: سوت زدن
    • فیکفیکو: سوت
    • توره: روباه
    • خیمه: هیزم
    • سرگین: کود حیوانی که برای پخت و پز استفاده می شد.
    • سیرمه: سرمه
    • لو: لب
    • پوز: بینی، دماغ
    • کچه: چانه
    • چنه: چانه
    • مین: مو
    • بت: گلو
    • دومک: بند تنبان
    • پینجه: انگشت
    • دس: دست
    • قلم پا: ساق پا
    • سویل: سبیل
    • مل: موهای زرد و ضعیف بدن
    • پیش: برگ نخل
    • گرد gord: شاخه کامل نخل
    • مخ mokh: نخل
    • لوچه: ضربه ای که با انگشت به زیر دماغ کسی وارد می آید.
    • ایچنی: انجور، این چنین
    • درف: ظرف
    • می: مگر
    • سی: برای
    • بره جهنمتاوو: برو به جهنم، برو گم شو
    • چه وم مخی: چه از من می خواهی
    • ماس: ماست
    • کدی: کدو
    • خیار: هندوانه
    • بالنگ: خیار
    • مج: تخمهف تخم
    • مج کدی: تخم کدو
    • مج خمونی: تخم هندوانه
    • خیار زرد: خربزه و هر آنچه شکل خربزه، طالبی و بیضی شکل و زرد رنگ باشد.(خیار گرم).
    • خیار سرد: هندوانه
    • کنجیل: آرنج
    • زونی: زانو
    • پسه پا: پاشنه پا
    • زیر شلواری: پیژامه
    • پاتلون: شلوار
    • کلک kolak: شرت بلند و مامان دوز که بیشتر باغبانها از آن استفاده می کنند.
    • تیوزه: نوعی سینی که از برگ خرما(پیش) ساخته می شود.
    • کفه kofe: نوعی نان دان که از برگ خرما ساخته می شود.
    • کلدون: زنبیل کوچک
    • تک: حصیری که از برگ خرما ساخته می شود.
    • بل: تسمه ای است که با برگ خرما ساخته می شود وبا به هم دوختن آنها زنبیل می سازند.
    • سیزن: سوزن
    • دکو: وزنه ای که با آن برگ خرما را می کوبند تا طنابی برای دوخت زنبیل بسازند.
    • کلم kolom: کلوخ
    • گرو goro: گودالی که از کندن زمین برای تهیه خاک برای ساخت خشت ایجاد شده باشد.
    • گاوند: کانال بین نخله که آب در آن جریان می یابد.
    • درو: دروازه ای  بر روی جوی آب که باغبان برای آبیاری باغ خود ایجاد می کند و پس از آبیاری آن را باز می کند.
    • گهه: گودی پشت "درو" که ناشی از فشار آب خروجی از تنگنای دروازه است.
    • کنگه: خرمای خشک و به درد نخور.
    • کمو: شکمو
    • کیچه: کوچه
    • تاپول: قسمت پایانی شاخه نخل که در تنه آن جا دارد.
    • تنگ: تنه درخت خرما
    • خالو: دایی
    • زن خالو: زن دایی
    • آرویز: الک
    • غلوال: غربال، نوعی الک  با سوراخهای بزرگ.
    • اوسه: وسیله ای برای جداسازی غلات از کاه.
    • پیسه: رنگ تیره وسفید، پوستی که دچار بیماری شده و بخشی از آن سفید می شود.
    • غر: گرد و غبار
    • گوخر: گله چهارپایان مختلف مانند گاو، خر وگوسفند باهم.
    • کندیک kondik: فرفره، بچه ها آن را با دست در سطح صافی می چرخانند، یویو (دوستان نظر دهند)
    • رنگینک: نوعی هلوا که با خرما، آرد و روغن ساخته می شود.
    • آمو: عمو
    • آمه: عمه
    • زنامو: زن عمو
    • زنکا: زن برادر
    • پیزا: فرزند شوهر یک زن
    • گوگا: وقتی خواهر و برادری با برادر و خواهر دیگری ازدواج می کنند.
    • میلم milom: لثه
    • مرزنگ merzeng: مژه
    • چیش: چشم
    • پوخه: قسمت ریشه و مقدار کمی از ساقه گندم یا جو.
    • گنم genom: گندم
    • لاله: مزرعه و بوته هندوانه
    • کلالو: چهار پایه ای بلند که بوسیله چوب می ساختند تا شب مرغها بر روی آن جای بگیرند و حیوانات نتوانند به آنها حمله کنند.
    • چغول: پرنده ای است از گنجشک بزرگتر و تپل تر ولی تنبل تر.
    • کمتر باغی komtar baghi: کبوتری است وحشی که در باغها زندگی می کند.
    • گاچی: پرنده ایست هم اندازه گنجشک ولی با پای بلند که دمش را زیاد تکان می دهد.
    • پندوق: نوعی پرنده کوچک
    • گزّه: نوعی پرنده کوچک از گنجشک بزرگتر
    • جیجه: جوجه
    • خیار تارک: خیار چنبر
    • ککیسو kokeisoo: نوعی پرنده آوازه خوان
    • تیترون: نوعی پرنده آوازه خوان که در شب بیشتر پیدا می شود و به اعتقاد اهالی مضون آواز آن " دزی دیدم" یعنی دزدی را دیدم است.
    • قلا: کلاغ
    • قلا سوزو: نوعی کلاغ سبز رنگ
    • باشه: نوعی پرنده شکاری
    • بهری: نوعی پرنده شکاری و گران قیمت
    • چرخ: نوعی پرنده شکاری و گران قیمت
    • چرخ: دوچرخه
    • سوپر: موتور سیکلت
    • منگک: نوعی گیاه شور مزه که در بیابان می روید و اهالی آن را با ماست می خورند.
    • کاکل: گیاهی شبیه منگک ولی ظریف تر و شیرینتر.
    • پدم pedom: مانعی که با برگ نخل یا هر چیز دیگر در زمان جداسازی غلات از کاه حول خرمن قرار می دهند تا مانع هدر رفتن کاه شود.
    • آسک: آسیاب دستی
    • توری: صورت
    • مرخ: مرغ
    •  جرو: جوراب
    • اُرسی: کفش
    • جومه: پیراهن
    • بنّه: توری که از دو طرف با میله های چوبی نگه داشته شده و وسط آن را با کا یا غلات پر می کنند و بعد این دو چوب را به هم می رسانند و می بندند.
    • چفتک: دگمه لباس
    • دوک: وسیله نخ ریسی که آن را می چرخانند.
    • اشتر: شتر
    • مینا meina: روسری زنان
    • چوقه: نوعی عبا(دوستان نظر دهند).
    • شل: گل gel
    • گل gel: خاک
    • رو: رودخانه
    • جارو: جای رودخانه
    • آسیو: آسیاب
    • خاگ: تخم مرغ
    • خاگ تماته: اُملت
    • تماته: گوجه فرنگی
    • اوکدی: خورش کدو
    • بادنگون: بادمجان
    • او پیاز: خورش بدون گوشت
    • بادنگون تماته: خورش بادمجان
    • اوآلو: خورشی بدون گوشت که در آن سیب زمینی استفاده شده.
    • پیاز پخک: خوراکی که از ترکیب پیاز، تخم مرغ وروغن درست می شود.
    • او آرد: نوعی غذای آبکی با آرد
    • او موی: قلیه ماهی
    • مشتک: نانی که در ابعاد کوچکتری پخت می شود و قبل از خوردن آن را با روغن چرب می کنند.
    • تیرمال: نام دیگر مشتک است
    • توه رمن: غذایی که از آرد، پیاز و سبزیجات به صورت آبکی در می آید و بعد آن را روی تابه (توه) می ریزند تا پخت شود.
    • شلشلک: غذایی تقریبا مثل "توه رمن" ولی با مخلفات کمتر
    • اوگوشت: آب گوشت
    • جاروف: جارو
    • سهوین: صابون پودر
    • سهوین قرص: صابون قالب
    • گل سرشور: نوعی خاک رس که قبلا با آن سر خود را می شستند.
    • شمپو: شامپو
    • دی: مادر
    • بوا: پدر
    • ککا: برادر
    • دده: خواهر
    • کلواسه: چرکی که مدتها بر بدن کسی باشد.
    • برازگون: برازجان
    • بیلش: بذارش ( از فعل هلیدن که در باستان استفاده می شده است).
    • وری: پاشو
    • فده: فضا، حیاط منزل
    • هل: طرف
    • اوهل: آن طرف
    • ایهل: این طرف
    • جکسن: یهو پریدن، در رفتن، انداختن
    • پا ری پا جکندن: یعنی پا را روی پای دیگر انداختن.
    • قیلون: قلیان
    • فرق: کام از قلیان گرفتن
    • هف hof: فوت کردن
    • ایو: صدا زدن از دور
    • یلّا: یالا
    • رجو rajav: رجب
    • روا: رباب
    • زیپلک: جفتک انداختن
    • گدول: خر نر
    • زور بیا: عجله کن
    • جا منده: به جا مانده، میراث که بیشتر در زمان ناراحتی به چیزی یا حیوانی نسبت می دهند که بیشتر از اینکه توحین به آن باشد توحین به صاحب آن است.
    • جاگشته:  به جا مانده، میراث که بیشتر در زمان ناراحتی به چیزی یا حیوانی نسبت می دهند که بیشتر از اینکه توحین به آن باشد توحین به صاحب آن است.
    • خشی: خوشی
    • خش: خوش
    • خشتونه؟ : خوشتون هست؟
    • جیلم: درو
    • داس جیلمی: داس مخصوص درو
    • کمه: لبه
    • کنه: دندانه
    • کنه زدن: محصول نخل را پشت دندانه ای که با داس در شاخه نخل درست می کنند آویزان کردن.
    • بو دادن: عمل بارور کردن محصول نخل با محصول نخل نر در وقت مناسب آن.
    • هرزی نکه: یعنی هرزگی نکن، بی ادبی و فضولی نکن.
    • ویمو: می شود
    • نویمو: نمی شود
    • هاسی: در حال ( تحت اللفظی: آها نگاه کن){ دوستان نظر دهند}
    • بهز: به از یا بهتر از
    • سیو: سیب
    • اسه: هسته
    • دیم: دم
    • کل: مخفف کربلایی
    • کل: تکه
    • کانه: کهنه
    • اِرصه: عرصه
    • سوزی: سبزی
    • سوزی موی: سبزی خورش
    • بِر: باز شدن، روشن شدن (چیشلم برنویمو).
    • دیرازگوشت: دور از جون
    • قضا دیر بو: بلا دوراست
    • همّی: همگی
    • چم: زمینهای اطراف رودخانه
    • چپل: کثیف
    • رنج زدن: چنگ زدن و چیزی مثل تخمه را برداشتن.
    • پرنج: چنگ انداختن مثل گربه
    • گلی: گربه
    • منجه: منیژه
    • دنگلوک (دنگوک): میوه کال درخت صدریا کنار نارس.
    • فریز: نوعی علف شبیه چمن فوتبال.
    • گزوک: علفی شور که بعد از شیرین کردن در آب به حیوان می دهند.
    • سلمک: علفی تلخ که خوراک حیواناتی مثل شتر و خر است.
    • بادقپن: تمساح (دوستان نظر دهند).
    • پنگاش: چوب خشک خوشه یا پنگ خرما.

     

    + نوشته شده در  88/06/19ساعت 19:1  توسط سرویس خبری نازداب  | 

     

     

     

     

    پنجشنبه 19 شهریور1388 ساعت: 14:3

    توسط:جواد

    با سلام و خسته نباشید
    کارتون خیلی عالیه من امروز با نشریه شما آشنا شده دستتون واقعا درد نکنه خدا قوت
    ولی چند انتقاد
    1-لطفا طراحی سایت و نوع رنگ متن و قلم رو سعی کنید زیباتر و دلچسب تر انتخاب کنید
    2-در مورد اطلاعات و موضوعاتی که توی اونها از نام افراد استفاده می شه لطفا سعی کنید اطلاعاتتون کاملتر باشه یعنی می تونید با مشورت از بزرگان زیارت اطلاعان بهتری کسب کنیدو انتشار دهید.مثلا در مورد اسامی تعزیه خوانها من فکر می کنم اگه با خانواده آقای فاطمی در این مورد همفکری می کردید اسامی افراد قدیمی رو بهتر می تونستید چاپ کنید.
    یک پیشنهاد
    من شجره نامه شیخ منصور خزایی رو به طور مستند و کامل دارم اگه خواستید حاضرم اون رو با کمال میل در اختیارتون واسه چاپ در نشریه قرار بدم.
    راستی کاشکی یک ستون واسه کلمات محلی که در حال فراموشیه اختصاص می دادید . در این زمینه هم من حاضر به همکاری هستم
    بازم از کار قشنگتون ممنون

    نشریه اختصاصی زیارت: سلام جواد جان، از این که به نشریه خودت سر زدی بسیار تشکر می کنیم. در مورد طراحی و نوع قلم و همچنین در مورد بهره گیری از اطلاعات کاملتر برای استفاده در گزارشات با شما موافقیم. و سعی می کنیم بهتر عمل کنیم. در مورد شجره نامه هم که فرمودید ممنون می شیم اگه این کارو بکنید. یک ستون هم برای کلمات در حال فراموشی همین الان ساختیم. پیشنهاد خیلی خوبی بود .اصلا اگه انتقادی نباشه پیشرفتی صورت نمیگیره و دوست داریم همیشه با ما در تماس باشید، چه از طریق گزینه نظرات و چه از طریق ایمیل : tommmy_backer@yahoo.com

     

     

     

     

     

     

    تعزیه خوانی در زیارت دشتستان

    + نوشته شده در  88/06/19ساعت 14:55  توسط سرویس خبری نازداب  |